پژوهشكده تحقيقات اسلامى
43
سرداران صدر اسلام (فارسى)
ج . موعظه خوارج : صعصعه به اميرالمؤمنين ( ع ) عرض كرد : به من اجازه دهيد تا خوارج را موعظه كنم . آن حضرت فرمود : اشكالى ندارد ، امّا ازموعظه فراتر نرو . سپس صعصعه ، ابن كواء را صدازد . ابن كواء بيرون آمد . صعصعه گفت : اى خوارج ! شما را به خدا سوگند ، خويشتن را ننگ و عار جنگجويان راه غير خدا قرار ندهيد ( يعنى كار شما از همه آنان ننگين تر است ) و در زمين شورش نكنيد كه بعد از اين نام آن سرزمين بر روى شما باقى خواهد ماند و گمراهى امسال را از ترس گمراهى سال آينده بر خويش مپذيريد . « 1 » د . تحقق پيش بينى صعصعه : ابوايوب انصارى درجنگ نهروان ضربهاى بر كتف عبداللّه راسبى زد و دست او جدا شد . دراين حال ، او گفت : اى پيمان شكن ! باهمين ضربه به جهنم خواهى رفت . عبداللّه راسبى گفت : به زودى خواهى فهميد كه كدام يك در آتش خواهيم سوخت . . . سپس صعصعه آمد و گفت : قسم به خدا ! آتش از آن كسى است كه در دنيا كور است و درآخرت بدبخت ، خدا تو را از رحمت خويش دور كند . قسم به خدا ! من تو را ديروز از اين بدبختى ترساندم و تو پند نگرفتى ، پس اى سركش ! نتيجهء كارت را ببين . سپس ابوايوب را در كشتن عبداللّه يارى كرد . . . بعد سراو را جدا كرده ، نز داميرالمؤمنين ( ع ) آورد و صعصعه گفت : اين سر عبداللّهبن وهب پيمان شكن سركش است . حضرت فرمود : « اين برادر راسبى كتاب خدا را از حفظ مىدانست ليكن حدود الهى را رعايت نمىكرد . » « 2 »
--> ( 1 ) . عقدالفريد ، ج 5 ، ص 101 . ( 2 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، ص 47 .