پژوهشكده تحقيقات اسلامى
37
سرداران صدر اسلام (فارسى)
معاويه پرسيد : تو ازكدام اولاد نزارى ؟ گفت : از ربيعه . معاويه پرسيد : ربيعه چگونهاند ؟ صعصعه جواب داد : ربيعه طائفهاى بودند كه هميشه شمشيرهاى خود را حمايل مىكردند وبندگان خدا را سرپرستى كرده ، در بيابانها چادر مىزدند ( كنايه از كوچ آنها ) . معاويه پرسيد : از كدام اولاد ربيعهاى ؟ گفت : از جديله معاويه سؤال كرد : جديله چگونه بود ؟ صعصعه گفت : درجنگ چون شمشيرى برنده ، و در بخشندگى چون ابر پرباران و در رويارويى با دشمن ، چون آتش افروخته بود . معاويه پرسيد : از كدام اولاد او هستى ؟ گفت : از عبدالقيس . پرسيد : عبدالقيس چگونه بود ؟ صعصعه گفت : او شخص نيكوكار و پاكيزهاى بود . آنچه داشت بر مهمان مىبخشيد و براى آنچه نداشت دست پيش كسى دراز نمىكرد . او ريشهاى پاكيزه داشت و براى مردم به منزله ابر بارنده از آسمان بود . معاويه گفت : واى بر تو اى پسر صوحان ! براى قريش چيزى از افتخار و بزرگى باقى نگذاشتى . صعصعه پاسخ داد : چرا كه قسم به خدا براى ايشان مقامى است كه در شأن هيچ كس غير از آنها نيست . آرى براى آنهاست . . . .