پژوهشكده تحقيقات اسلامى

32

سرداران صدر اسلام (فارسى)

ناگفته نماند كه اخلاص او به منظور تملق و چاپلوسى درمقابل خليفه نبود ، بلكه بدان علت بود كه مقام على ( ع ) را بالاتر از خلافت مىدانست وهمو بود كه به آن حضرت گفت : « اى اميرالمؤمنين ! قسم به خدا كه خلافت از تو زينت گرفته ، نه آنكه خلافت زينتى براى تو باشد . تو مقام خلافت را بالا بردى ، نه آنكه خلافت برمقام تو افزوده باشد . احتياج اين خلافت به شما بيش از احتياج شما به خلافت است . » « 1 » كسانى كه قائل به برترى على عليه السلام برتمام مردم بودند ، در بين تابعين بسيار بودند از جمله اويس قرنى ، زيدبن صوحان و برادرش صعصعه و بسيارى ديگر كه تعداد آنها از شمارش بيرون است و لفظ « شيعه » درآن زمان به كسانى اطلاق مىشد كه قائل به برترى آن حضرت بر ديگران بودند . « 2 » عيادت على ( ع ) از صعصعه اصبغ‌بن نباته مىگويد : روزى با اميرالمؤمنين على ( ع ) به عيادت صعصعه رفتيم در حالى كه در بستر بيمارى افتاده بود . وقتى على ( ع ) را ديد مرضش رو به بهبودى نهاد . اميرالمؤمنين به او گفت : اى صعصعه ! مبادا اين عيادت ما را موجب تفاخر بر قوم خود قرار دهى . صعصعه پاسخ داد : نه يا اميرالمؤمنين ! لكن اين زيارت براى من اجر و ذخيره است . حضرت على ( ع ) به او گفت : قسم به خدا ! من تو را شخص كم هزينه و پرمنفعت يافتم . صعصعه درجواب گفت : اى اميرالمؤمنين ! قسم به خدا من نيز شما را نشناختم مگرعارف به پرورگار . « 3 »

--> ( 1 ) . رجال كشى ، ص 68 . ( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 109 . ( 3 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 20 ، ص 226 .