پژوهشكده تحقيقات اسلامى
23
سرداران صدر اسلام (فارسى)
صعصعه جواب داد : اين كار به دست تو نيست ، بلكه به دست خدايى است كه وقتى اجل كسى رسيد ، آن را به تأخير نمىاندازد . معاويه گفت چه كسى بين من و تو حايل مىشود ؟ صعصعه جواب داد : آن كسى كه بين انسان و دل او فاصله ايجاد مىكند . معاويه گفت : شكم تو براى سخن گشاد شده ، همانطور كه شكم گوسفند با خوردن جو گشاد مىشود . صعصعه گفت : شكم كسى كه سيرى ناپذير است گشاد است . « 1 » روزى صعصعه برمعاويه وارد شد درحالى كه عمرو عاص نيز حضور داشت و بر روى تختى نشسته بود . معاويه به عمرو عاص گفت : او را جابده هرچند كه او ترابى است ( كنايه از پيروى صعصعه ازابوتراب يعنى على عليه السلام ) . صعصعه گفت : قسم به خدا كه من خاكيم ؛ ازخاك خلق شده و به آن بر مىگردم و از خاك محشور مىشوم ، امّا تو شعلهاى از آتشهاى برافروخته هستى . « 2 » موضعگيريهاى صعصعه الف . صعصعه و محبت اهل بيت پيامبر ( ص ) : مسعودى مىنويسد : عقيل نزد معاويه رفت و بين آن دو سخنانى رد و بدل شد . از جمله معاويه از عقيل خواست كه اصحاب على عليه السلام را توصيف كندو گفت از آل صوحان شروع كن . عقيل مطالبى درباره آنها گفت : چون خبر اين
--> ( 1 ) . مروج الذّهب ، ج 3 ، ص 43 . اين كلام صعصعه اشاره به نفرين پيامبر ( ص ) به معاويه است كه فرمود : خدا هرگز او را سير نكند ( بحار ، ج 22 ، 416 ) ( 2 ) . عقدالفريد ، ج 5 ، ص 115 .