پژوهشكده تحقيقات اسلامى

16

سرداران صدر اسلام (فارسى)

عقيل گفت : صعصعه فردى بلند مرتبه ، داراى زبانى تيز و برّان ، سواره‌اى شجاع از بين برندهء حريفان و فردى كم نظير است ؛ فرزندان صوحان همان طورند كه شاعر گفته است : وقتى دشمن حمله كند ، نزد من شيرانى هستند كه جان شيران درنده را مىگيرند . « 1 » امام صادق ( ع ) فرمود : كسى با اميرالمؤمنين على عليه السلام نبود كه حق آن حضرت را بشناسد ، جز صعصعه و اصحاب او . « 2 » ابن عباس به صعصعه گفت : « اى فرزند صوحان ! تو شكافنده علم عرب هستى ، تو هركارى را به جاى خود انجام مىدهى . » « 3 » معاويه گفت : صعصعه يكى از تيرهاى على و از سخنوران عرب است معاويه بعد ازاينكه در بحث و گفتگو با صعصعه عاجز گرديد ، دستور اخراج او را صادر كرده و چنين گفت : سوگند به خدا دوست داشتم از طايفه صعصعه بودم ؛ سپس رو به جانب بنى اميّه كرد و گفت : مردان بايد اين چنين باشند . « 4 » صعصعه مردى خوش صحبت ، خطيب ، زباندار ، عاقل ، متدين با فضيلت و خوش بيان بود . « 5 » صعصعه از بزرگان قبيلهء خويش بود . « 6 »

--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، ص 37 . ( 2 ) . رجال كشى ، ص 68 ، چاپ دانشگاه مشهد . ( 3 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، ص 45 . ( 4 ) . همان مدرك ، ص 40 . ( 5 ) . الاستيعاب ، ج 2 ، ص 196 . ( 6 ) . اسدالغابه ، ج 3 ، ص 20 .