پژوهشكده تحقيقات اسلامى

67

سرداران صدر اسلام (فارسى)

امام با توجه به اصرار اصحاب و شرايط و شايعات ، مصلحت را درعزل قيس ديد ومحمّد بن ابى بكر را به جاى قيس منصوب كرد . قيس وقتى ديد امام محمد را به جاى او فرستاده از مصر خارج شد و به مدينه آمد . البتّه با اينكه از عزل خود ناراحت شده بود ولى اين ناراحتى و عصبانيت مانع انتقال دادن تجربيّاتش به محمد نشد . او بامحمّد خلوت كرد وگفت : اينكه امام مرا عزل نموده مانع نمىشود كه نصيحتم را به شما بگويم . من دراينجا بصيرت و آگاهى دارم و با كيد و حيله با معاويه و عمروعاص و اهل خربتا برخورد مىكردم . تو نيز با آنها مانند من به كيد و حيله معامله كن و الّا هلاك مىشوى . بعد توضيح داد كه چگونه عمل كند ولى محمّد به نظر او عمل نكرد . « 1 » با عزل قيس وآمدن او به مدينه ، فتنه گران و دشمنان امام خواستند از وضع پيش آمده سوء استفاده كنند . حسان بن ثابت كه عثمانى شده بود . قيس را نكوهش كرد و گفت : علىبن ابيطالب تو راعزل كرد و از طرف ديگر عثمان را هم كشتى هم گناه اين قتل برگردن تو ماند و هم على از تو تشكر نكرد . قيس او را از خود راند وگفت : اى نابيناى كوردل اگرنبود كه بين طايفهء تو و طايفه‌ام جنگ مىافتد گردنت را مى زدم . مروان بن حكم و اسود بن ابوالبُخترى هم قيس راتهديد كردند و تحت فشار قرار دادند . قيس و سهل بن حنيف ازمدينه خارج شدند و به خدمت امام رفتند . قيس جريانات مصر و موضع گيرىهايش را براى امام شرح داد و امام گفته‌هاى او

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 94 ؛ اعيان الشيعه ، ج 8 ، ص 454 .