پژوهشكده تحقيقات اسلامى

61

سرداران صدر اسلام (فارسى)

درهمين اوضاع واحوال خبر پيمان شكنى طلحه و زبير و همدستى آنها با عايشه و اهل مكه به امام رسيد و همچنين خبر رسيد كه آنها مىخواهند به بصره بروند وبايارى آنهابر امام بشورند . امام از مدينه حركت كرد تا راه آنها را به بصره ببندد ولى وقتى به ربذه رسيد خبردار شد كه آنها جلوتر رفته‌اند . طلحه وزبير باهمراهان خود به بصره وارد شدند وعثمان بن حنيف ، عامل امام ( ع ) را اخراج كردند امام طى نامه اى اهالى كوفه را به همراهى فراخواند ابوموسى اشعرى ، والى كوفه ، مردم رااز پيوستن به امام ( ع ) باز مىداشت و آنان رابه كناره گيرى تشويق مىنمود . وقتى حضرت از موضع گيرى ابوموسى مطّلع شد امام حسن ( ع ) وعمّار وقيس را ( كه از مصر براى يارى امام آمده بود ) به كوفه روانه كرد . آنها درجمع مسلمانان حاضر شده ونامهء امام ( ع ) راخواندند و بعد از آن امام حسن ( ع ) وعمار طىّ سخنانى بايادآورى پيمان شكنى طلحه و زبير و همراهى عايشه وفجايع آنان دربصره و لزوم بسيج عمومى ، آنان را به يارى امام تشويق كردند بعد قيس برخاست و گفت : اى مردم ( اگر درموضوع خلافت وزمامدارى از شورااستقبال كرده و آن را ملاك بگيريم ، على ( ع ) به خاطر سابقه در اسلام ورابطه وقرابتى كه با رسول ا . . . دارد براى خلافت از همه سزاوارتر است وجنگيدن باكسى كه اين واقعيت رانپذيرد رواست . طلحه وزبير چه حجّتى دارند ، درحالى كه از روى اختيار ورغبت باامام بيعت كرده ، ولى به خاطر حسد و ستم از زير باربيعت شانه خالى كردند ؟ اى مردم ! امام به همراه مهاجران وانصار به سوى شما مىآيد . او را اجابت كنيد سپس باسرودن اشعارى كوفيان را به پيوستن به حضرت امام ( ع ) تشويق نمود . « 1 »

--> ( 1 ) . جمل ، شيخ مفيد ، ص 133 .