پژوهشكده تحقيقات اسلامى
27
سرداران صدر اسلام (فارسى)
نبرد دركنار امام عبداللّه بن جعفر درصفّين همواره دركنار فرماندهى كلّ قوا ، على ( ع ) و همچون سايه به دنبال آن حضرت بود و در شدّت جنگ نيز هيچگاه او راتنها نمىگذاشت . دراينجا براى نمونه دو مورد راذكر مىكنيم : 1 . دريكى از روزهاى جنگ ، نبرد سختى درگرفت وجنگ تن به تن شد و برخى از نيروهاى امام فرار كردند . « مالك اشتر » سعى مىكرد آنان رابرگرداند و حضرت نيز ناظر صحنه بود . درآن هنگام از هرسو به سمت امام تير فرود مىآمد ازاين روامام به همراه عبداللّه كه دركنار عمويش على ( ع ) مراقب بود به راه افتادند تابه موضع ( پرچمهاى ) قبيله ربيعه رسيدند « 1 » 2 . روزى از روزهاى جنگ ، سپاهيان على ( ع ) كنار خيمه حضرت گرد آمده منتظر بيرون آمدن آن حضرت بودند . يكى از فرماندهان معاويه به نام عمر وبن قيس ( رئيس قبيله عك ) به - معاويه كه زودتر از امام به ميدان آمده بود - گفت : « حرف مرا زمين مگذار . دستور بده فرماندهان و رؤسا و سواران شام با حملهء من يورش آورند ، زيرااگر چنين كنند عراقيانشكست مى خورند . » معاويه دستور داد همهء اهل شام به همراه او حمله كردند . امّا درپاسخ به آنان ، سپاه امام ، كه عبداللّه درجمع آنان بود باشجاعت زيادى به مقابله بادشمن شتافتند و به يارى امام ( ع ) پرداختند تادشمن بادادن كشتههاى فراوان رو به فرارگذارد . « 2 » گواه قرارداد حكميّت چون مردم شام به داورى عمروبن عاص و مردم عراق به داورى ابوموسى
--> ( 1 ) . مناقب ، خوارزمى ، ص 156 . ( 2 ) . مناقب ، خوارزمى ، ص 169 .