پژوهشكده تحقيقات اسلامى
98
سرداران صدر اسلام (فارسى)
ابن عباس همراز على ( ع ) پس از به شهادت رسيدن محّمد بن ابى بكر ، وسقوط مصر در دست سربازان معاويه ، على عليهالسّلام دردهاى دلش را طىّ نامهاى براى ابن عباس بازگو كرده وخطاب به او چنين مىنويسد : بنام خداوند بخشندهء مهربان . از بندهء خدا علىّ اميرمؤمنان به عبدالله بن عباس درود بر تو . خداى را سپاس مىگويم كه جز او خدايى نيست . اما بعد مصر به دست معاويه تصرّف گشت و محمد بن ابى بكر شهيد شد ، شكايت او رانزد خدا خواهيم برد . . . . ابن عباس در پاسخ نوشت : بسم الله الرحمن الرحيم به بندهء خداعلى بن ابى طالب اميرمؤمنان عليه السلام از عبدالله بن عباس . سلام ودرود و رحمت و بركات خدابر تو باد اى اميرمؤمنان . نامهات رسيد ، كه خبر تصّرف مصر و شهادت محمد بن ابى بكر را اطلاع داده بودى ، خداوند درهمه حال كمك ماست ، خدا محمد بن ابى بكر را رحمت كند ، و تو راپاداش نيكو دهد اى اميرمؤمنان . از خدا مى خواهم كه نسبت به ملّتى كه تو را گرفتار آن كرده براى تو گشايش و راهى قرار دهد ، و به وسيلهء فرشتگان هرچه زودتر يارى و عزّت بخشد ، كه خداوند اين آرزو را برآورده خواهد كرد ، و تو راعزّت مىبخشد ، و دعايت را مستجاب ، ودشمنت را نابود خواهد نمود . تو راخبر مى دهم اى اميرمؤمنان ، كه چه بسا مردم درآغاز اهمال كارى كنند ولى پس از آن دلگرم شوند ، پس با آنها مدارا كن ، ولطف ومحبت خود را از ايشان دريغ مدار ، وباآنان دمساز شو ، و به آنها وعدهء نيكى و احسان ده ، و براى خشنودى آنان از خدا كمك بگير ، خداوند پشتيبان تو باشد . « 1 »
--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 9 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 92 .