پژوهشكده تحقيقات اسلامى
85
سرداران صدر اسلام (فارسى)
چرا برسر عقل نمىآييد ؟ مگر نمىبينيد نامهرسان معاويه مىآيد درحالى كه خود نمىداند چه آورده است وباز مىگردد و خود نمى داند چه رابرده است و هيچ سرو صدا و گفت وشنودى از آنان به گوش نمىرسد ، ولى شما مدام در اطراف من هستيد و به بد گمانى و شايعه پراكنى مشغوليد . « 1 » ابن عباس پيوسته ابوموسى را هشدار مىداد وشرايط حاكم برجوّ مذاكرات رابه وى تفهيم مىكرد ، مبادا غفلت يا اشتباه يا انحرافى از او سرزند كه جبران آن ناممكن باشد . وقتى هردو طرف به محلى كه اجتماع درآن صورت مىگرفت نزديك شدند ، ابن عباس به ابوموسى گفت : اين كه على عليه السلام به تو رضايت داد ، نه براى اين بود كه مزيّتى درتو هست ! بهتر از تو وشايسته تر از تو بسيارند ، ولى مردم جز تو رانپذيرفتند ، و گمان من آن است كه شرّى در انتظار آنهاست كه زيرك ترين عرب را هم رديف تو قرار دادهاند . اگر فراموشكار هستى اين را فراموش مكن كه همهء كسانى كه با ابوبكر و عمر و عثمان بيعت كردند ، و با على عليه السلام نيز بيعت كردند ، وصفتى در او نيست كه او رااز خلافت دور كند ، معاويه نيز چيزى ندارد كه او را به خلافت نزديك كند . « 2 » نقش ابن عباس در حكميّت ابن عباس همواره نقش هشدار دهنده وكنترل كننده را در مذاكرات حكميّت به عهده داشت ، به گونهاى كه همهء نيرنگها ونقشههاى دشمن را نقش بر آب مىكرد ،
--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 67 ؛ مروج الذهب ، ج 2 ، ص 395 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 2 ، ص 244 ؛ وقعهء صفين ، ص 533 . ( 2 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 395 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 2 ، ص 264 .