پژوهشكده تحقيقات اسلامى

51

سرداران صدر اسلام (فارسى)

پدر تو و دوستش ( طلحه ) را كنار گذاشتند ، و به هيچ يك از آن دو رضايت ندادند . و امّا درباره همراهى مادرى نيكو صفت با شما بايد بگويم ، اين مادر را از خانه‌اى كه خدا دستور داده درآن باشد بيرون آورديد ، و او را به حال خود نگذاشتيد تو و پدرت مىدانستيد كه پيامبر صلىالله عليه‌وآله او را از بيرون رفتن برحذر داشته و منع كرده بود ، و به او فرموده بود : « اى حميرا ! برحذر باش ، مبادا سگهاى حوأب بر تو پارس كنند ، » و تو ديدى كه چه اتفاقى افتاد . و اما اين كه خواهان مشورت عمومى هستى ، چگونه مردم دربارهء كسى مشورت كنند كه همگى بر او اتفاق و اجتماع كرده‌اند ، و مىدانى كه پدر تو و طلحه ، با ميل و رغبت و بدون اكراه و اجبار بيعت كرده‌اند . ابن زبير گفت : به خدا سوگند اينها باطل است ، چه مىگوئى اى ابن عباس ؟ « 1 » فرستادهء على ( ع ) اصرار آنان برمخالفت و پيمان شكنى و جنگ باآن حضرت را گزارش كرد و آنگاه كه حضرت ديد آنها نه موعظه مىپذيرند و نه با وعيد از فساد دست مىشويند سپاه اسلام را منظم نمود و به آنان فرمان آماده باش داد . عبدالله بن عباس را به فرماندهى مقدمه لشكر گمارد و فرماندهان ديگر ، را نيز تعيين كرد . « 2 » اتمام حجّت ابن عباس با سران دشمن در جنگ جمل وقتى مذاكرات نتيجه نداد و دو لشگر در برابر يكديگر قرار گرفتند ، على عليه‌السّلام فرمود : شتاب مكنيد تابا دشمن اتمام حجّت كنم . آنگاه ابن عباس را خواست ، قران را به او داد و فرمود :

--> ( 1 ) . جمل شيخ مفيد ، ص 167 . ( 2 ) . همان مدرك ، ص 171 .