پژوهشكده تحقيقات اسلامى
18
سرداران صدر اسلام (فارسى)
مجلسى از ابن عباس ديدم كه ا گر همهء قريش به او افتخار كنند شايسته است . مردم را ديدم كه ( بردرب خانهء او ) گردآمده ، و آن چنان راه راتنگ كرده بودند كه رفت و آمد امكان پذير نبود . من داخل خانهء ابن عباس شدم ، واو را از ماجرا آگاه كردم . به من گفت : آب وضويى برايم حاضر كن سپس وضوء ساخت ونشست و به من گفت : به آنان بگو هركه در بارهء قرآن و حروف و معانى آن پرسشى دارد داخل شود . من ا ز خانه بيرون رفتم وايشان را بار دادم . آنها داخل شدند ، به طورى كه خانه وحجرهء درون آن راپر كردند وچيزر از او نپرسيدند مگر اين كه پاسخش را دو چندان يا بيشتر به آنها مىداد . آنگاه گفت ؛ برادرانتان ( بيرون منتظرند ) ، آنها خانه راترك كردند . پس رو به من كرد و گفت ؛ بيرون رو واعلام كن : هركه سئوالى از حلال و حرام وفقه دار د داخل شود . عدّهء زيادى داخل شدند ، به طورى كه خانه وحجرهء درون آن پرشد . سپس سؤالهاى خود را مطرح كردند وپاسخش را دو چندان شنيدند . اين گروه نيز خارج شدند سپس به من گفت : به مردم بگو : هر كه سئوالى از فرايض « 1 » و مانند آن دارد داخل شود . گروه زيادى داخل شدند ، به گونهاى كه در خانه وحجره هيچ جاى خالى نگذاشتند . آنها نيز آنچه پرسيدند دو برابر پاسخ شنيدند . آنها نيز خارج شدند . بارديگر به من گفت : خارج شو وبگو ، هركه در بارهء زبان عرب وشعر وادب پرسش دارد ، داخل شود ديگر بار گروه زيادى داخل شدند ، واو به سئوال ها دو برابر پاسخ مىگفت . ابوصالح مىگويد : بنابراين اگر همهءقريش به او افتخار كنند جا دارد ، چون من چنين دانش و استعداد را درهيچ يك از مردم سراغ ندارم . « 2 »
--> ( 1 ) . فرائض هم به معنى واجبات وهم به معنى « علم قسمت ميراث » آمده است . ( 2 ) . مستدرك ، حاكم ، ج 3 ، ص 538 .