پژوهشكده تحقيقات اسلامى

131

سرداران صدر اسلام (فارسى)

ابن عباس گفت : آنچه در توبره داشتى بيرون انداختى ، و چيزى را فرو نگذاشتى . سخن نادرستى از مردى حسود برزبان آوردى ، اگر تو پيشگام هستى ، بگو به سوى چه كسى شتافتى ؟ و اگر فخرجويى مى كنى ، پس به كه افتخار مى دارى ؟ اگر منشأ افتخارات تو خانوادهء خودت باشيد نه خانوادهء ما ، پس حق باتو خواهد بود و تو برما فخر خواهى داشت ، ولى اگر تو افتخارات خود را از خاندان ما گرفته باشى ، پس فخر از آن ماست ، و خاك در دهان و دستان توست . وامّا آنچه راكه از « رهاشده » برزبان آوردى ، به خدا سوگند ، او در مصيبت‌ها بردبار ، و در نعمت ها شكرگزار بود ، و به خدا سوگند ، او مردى وفادار و كريم بوده او هيچ گاه بيعتى راپس از ابرام نقض نكرد ( كنايه به زبير است كه با اميرمؤمنين عليه السلام بيعت نمود سپس نقض كرد ) ، و هيچ سپاهى را پس از فرماندهى رها نساخت . ابن زبير گفت : آيا زبير رابه ترسو بودن سرزنش مىكنى ، به خدا قسم تو مى دانى كه او بر خلاف آن بود . ابن عباس گفت : به خدا سوگند ، من چيزى از او نمى دانم جز آن كه او گريخت و ديگر باز نگشت ، و جنگيد ولى استقامت نداشت ، و بيعت كرد امّا آن رابه پايان نبرد ، و رحم خويشاوندى خود را قطع كرد ، و فضيلت را انكار كرد ،