پژوهشكده تحقيقات اسلامى

116

سرداران صدر اسلام (فارسى)

از معاويه وبنى اميّه ستايش كرد وبربنى هاشم خرده گرفت ، آنگاه از خاطرات خود درصفين ياد كرد . ابن عباس گفت : اى عمرو ، تو دينت را به معاويه فروخته‌اى ، آنچه داشتى و در دست تو بود به او دادى ، و او بر آنچه مال ديگران است بر تو منّت نهاد ، آنچه از تو گرفت بيش از آنست كه به تو داد ، و تو كمتر از آنچه به او دادى از وى ستاندى ، و هر دو به هرچه داده و گرفته بوديد راضى شديد . چون مصر در دست تو قرار گرفت ، معاويه به فكر بركنارى تو وبازگرفتن قدرت از تو گرديد . آنقدر سرسپرده هستى كه اگر جانت در كف دستت بود ، به معاويه مى دادى . تو بر نيرنگ خود در روز حكميّت افتخار مىكنى و به گناه و تقّلب منّت مىنهى . ازمقام و كارهاى خود در صفين سخن گفتى ، به خدا سوگند ، كشتن تو درصفين براى ما سخت و دشوار نبود ، ولى تو درآنجا برهنه شدى . « 1 » دفاع ابن عباس از عبدالله‌بن جعفر روزى عبدالله بن حعفر به مجلس معاويه وارد شد ، ابن عباس و عمروعاص نيز حضور داشتند . عمرو گفت : مردى برشما وارد شد كه آرزوها در دل دارد ، و در مجالس بزم و طرب به آوازها دل مى بازد ، وشيفتهء كنيزكان خواننده ونوازنده است ، بسيار شوخ طبع وبذله گوست ، و از جوانان روى گردان است ، خشمش آشكار است ،

--> ( 1 ) . الغدير ، ج 2 ، ص 168 .