پژوهشكده تحقيقات اسلامى
30
سرداران صدر اسلام (فارسى)
سازد . اشتر از سوى ديگر مشاهده مىكرد كه كسى در ميان مسلمانان شايستهتر از علىبنابىطالب ( ع ) نيست كه عموزادهء رسول خدا صلىاللَّه عليه وآله و داماد او و ميراث علم او و جانشين او در اخلاق و پارسايى پرهيزگارى است . اشتر در ميان اين دو جاذبه قرار داشت ، اما عاقبت ايمان او بر عاطفهاش غلبه كرد و تصميم بر اخلاص در برابر همهء امت گرفت و عزمش بر دست بيعت دادن به امير مؤمنان ( ع ) استوار شد ، هر چند براى او گران تمام شود . اشتر از جاى برمىخيزد و يارانش پشت سرا و حركت مىكنند . اشتر آهنگ كجا دارد ؟ آرى او به سوى خانهء اميرمؤمنان على ( ع ) در حركت است ، در حالى كه جمع زيادى از بزرگان مهاجر و انصار پشت سر او هستند . اشتر به خانهء اميرمؤمنان ( ع ) داخل شد و تا جايى كه وسعت خانه اجازه مىداد مردم به داخل خانه آمدند و بقيه در اطراف خانه بر زمين نشسته بودند و همگى بر آن حضرت فشار مىآوردند كه خلافت را بپذيرد ، ولى آن بزرگوار خوددارى مىورزيد و به آنان مىفرمود : « سراغ شخص ديگرى برويد . » اما مردم بر اصرار و التماس عاجزانهء خود مىافزودند و مىگفتند : « تو را به خدا خواهش ما را بپذير . مگر نمىبينى چگونه فتنه و آشوب فراگير شده ، از خدا نمىترسى كه امّت تباه شود . » در آن ميان كه مردم ، مصرّانه از امام مىخواستند كه خلافت را بپذيرد و آن حضرت امتناع مىورزيد ، طلحه و زبير از راه رسيدند در حالى كه از خلافت نااميد شده بودند و برايشان آشكار بود كه مردم از اطراف آنها پراكنده شدند . آن دو با اصرار از امام ( ع ) مىخواستند كه خلافت را بپذيرد و اجازه دهد آنها با او بيعت