پژوهشكده تحقيقات اسلامى
17
سرداران صدر اسلام (فارسى)
در برابرش قرار دارد . اشتر نزد او رفت و با مرد رومى روى يك سنگ صاف قرار گرفت . آنها با شمشير به جنگ پرداختند . نخست اشتر با شمشير خود دست رومى را جدا ساخت . سپس مرد رومى با شمشير به اشتر حملهور شد ، ولى ضربهاش اثرى نداشت . در آن حال هر يك به ديگرى چسبيده بود ، تا اينكه هر دو روى تخته سنگ افتادند . اشتر در حالى كه سخت به مرد رومى چسبيده بود و او را رها نمىكرد ، اين آيهء شريفه را تلاوت مىكرد : « قُلْ إِنَّ صَلوتي وَ نُسُكى وَ مَحْياىَ وَ مَماتي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ لا شَريكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا اوَّلُ الْمُسْلِمينَ » « 1 » سرانجام حريف را به كوهپايه رساند و در آنجا مرد رومى را كشت و بر مسلمانان فرياد زد كه « بگذريد . » روميان وقتى ديدند كه فرماندهشان كشته شد ، صحنه را خالى كرده ، فرارى شدند . آرى اشتر نقش تعيين كنندهاى در يرموك از خود نشان دادا . گفتهاند كه او در آن واقعه سيزده تن را به هلاكت رساند . « 2 » زهيربن قيس گويد : عبدالله بن زبير را در حمّام ديدم كه جاى ضربت هولناكى در سر او بود ، بگونهاى كه اگر يك شيشهء روغن در آن مىريختند گنجايش آن را داشت . عبدالله به من گفت : مىدانى چه كسى اين ضربت را به من زد ؟ گفتم : نه . گفت : پسر عمويت اشتر نخعى ، در آن روز كه در واقعهء جمل با او رو به رو شدم . هر ضربتى كه به او مىزدم او در مقابل شش يا هفت ضربت بر من وارد مىساخت و در پايان پاى مرا گرفت و مرا به عمق گودال انداخت .
--> ( 1 ) . انعام ، آيات 162 - 163 . ( 2 ) . فتوح الشام ازدى ، ص 210 ؛ تاريخ ابن عساكر ، ج 1 ، ص 161 .