پژوهشكده تحقيقات اسلامى
67
سرداران صدر اسلام (فارسى)
و با كمال قدرت انجام وظيفه كرده اند . از آن جمله عبداللّه بن رواحه است . زيد بن ارقم ، دربارهء روحيه شهادت طلبى او چنين مى گويد : « من كودك يتيمى بودم كه تحت سرپرستى عبداللّهبن رواحه زندگى مىكردم . - و سرپرستى بهتر ازاو نديدهام - زمانى كه سپاهيان اسلام براى جنگ با روميان عازم موته شدند ، من هم با عبداللّه بن رواحه ( كه يكى از فرماندهان لشكر اسلام بود ) . حركت كردم در حالى كه لشكريان اسلام به پيش مى رفتند ، عبداللّه اين اشعار را خطاب به شتر خود زمزمه مى كرد : إِذا بَلَّغْتنِى وَحَمَلْتِ رَحْلى * مَسافَةَ أَرْبَعٍ بَعْدَ الْحِساءِ فَزادُكِ أَنْعُمٌ وَ خَلاكِ ذَمٌّ * وَ لا أَرْجِعْ إِلى أَهْلى وَ رائى وَابَ الْمُسْلِمُونَ وَ غادَرُونى * بِأَرْضِ الشَّامِ مُشْتَهَىَ والشَّواءِ اكنون كه ما را رساندى و چهار روز بار مرا در راهى كه همهء آن ريگزار بود ، حمل نمودى نعمتهاى تو فزون و بدى از تو دور باد ، اين آخرين سفر من است و ديگر به سوى اهل خود باز نخواهم گشت . مسلمانان بر مى گردند و مرا در سرزمين شام مى گذارند كه اقامت در آن گواراست . زيدبن ارقم اضافه مىكند : « چون من اين اشعار را شنيدم ، گريه كردم ، زمانى كه عبداللّه گريه مرا ديد ، با دست خود مرا ساكت كرد و گفت : اى تنگ نظر تو را چه مىشود ( چه زيانى به تو مى رسد ) اگر خداوند شهادت را نصيب من فرمايد و از غم و اندوه و گرفتاريهاى دنيا آسوده شود ؟ « 1 »
--> ( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 759 ؛ سيره ابن هشام ، ج 4 ، ص 376 .