پژوهشكده تحقيقات اسلامى
36
سرداران صدر اسلام (فارسى)
آنگاه براى تسليت گفتن به همسر شهيد ، به خانهء جعفر رفت و از اسماء همسر جعفر پرسيد : فرزندان من كجا هستند ؟ اسماء فرزندان جعفر ، به نامهاى عبدالله ، عون و محّمد را به حضور پيامبر آورد . اسماء از محبت شديد و ابراز علاقهء پيامبر به فرزندان ، متوجّه شهادت جعفر شد و از يتيم نوازى آن حضرت دريافت كه همسرش به لقاى خدا شتافته است ، لذا گفت : « گويا فرزندان من يتيم شدهاند ؟ ! » پيامبر به شدت گريست . آنگاه به دخترش فاطمه فرمود : « غذائى تهيّه كند و تاسه روز از خانواده شهيد پذيرائى به عمل آورد همواره حضرت به ياد جعفربن ابيطالب بود و به ياد او مى گريست . » « 1 » و مى فرمود : « سزاوار است گريه كنندگان ، بر امثال جعفر گريه كنند . « 2 » فرزند بزرگ جعفر ، يعنى عبدالله ، چنين نقل مىكند : « هنگامى كه پيامبر ( ص ) به خانهء ما آمد و خبر شهادت پدرم را داد . فراموش نمىكنم كه آن حضرت چگونه بر سر من و برادرم دست نوازش و مهربانى مى كشيد و در حالى كه از چشمان مباركش اشك به محاسن شريفش جارى مى شد ، مى فرمود : بار خدايا ، جعفر به بهترين ثواب اقدام كرد تو هم خانواده اش را به بهترين وجهى كه خاندانى را سرپرستى مى كنى رعايت كن . سپس فرمود : اسماء آيا به تو مژدهاى بدهم ؟
--> ( 1 ) . مغازى ، واقدى ، ج 2 ، ص 765 . ( 2 ) . بحارالانوار ، ج 21 ، ص 55 .