پژوهشكده تحقيقات اسلامى

33

سرداران صدر اسلام (فارسى)

بلافاصله براى شيوهء مقابله شوراى نظامى تشكيل دادند ، و چيزى نمانده بود كه در نتيجهء مذاكرات فرماندهان ، طّى نامه و پيك فورى ، از پيامبر كسب تكليف كنند ولى « عبداللّه بن رواحه » كه فرمانده سوّم بود ؛ بر خاست و در خطابهء پرشورى چنين گفت : « آنچه از آن بيم داريد ، همان است كه در جستجوى آن از خانه بيرون آمده‌ايد يعنى : شهادت در راه خدا ، « 1 » ( به خدا سوگند ) ما هرگز با دشمن به اتكاى عده ، يا اسب و سلاح زياد جنگ نكرده ايم بلكه با اعتماد به اين دينى كه خدا ما را بدان سرافراز كرده است جنگيده ايم . اكنون هم آماده شويد و حركت كنيد . به خدا قسم ، به ياد دارم كه در جنگ بدر بيش از دو اسب و در جنگ احد بيش از يك اسب نداشتيم . به هر حال ، جنگ ما خالى از يكى از دو امر نيك نيست . يا بر دشمن پيروز مىشويم و اين همان چيزى است كه خدا و پيغمبرمان وعده كرده‌اند و وعدهء ايشان خلاف نخواهد داشت ، و يا شهادت در راه خداست كه به برادران خود در بهشت مى پيونديم . و همدم و همراه آنان خواهيم شد . « 2 » سخنان موثّر « عبداللّه » تصميم آنان را بر جنگيدن در همان محلّ تعيين شده ، قطعى كرد و گفتند : به خدا قسم پسر رواحه راست مىگويد ؛ آنگاه رهسپار شدند . « 3 » شروع جنگ گرچه روياروئى دونيرو در نقطه اى بنام « شارف » بود ولى قواى اسلام ، براى موضع

--> ( 1 ) . مغازى ، ج 2 ، ص 758 . ( 2 ) . همان مدرك ، ص 760 . ( 3 ) . اعيان الشيعه ، ج 4 ، ص 124 .