پژوهشكده تحقيقات اسلامى
27
سرداران صدر اسلام (فارسى)
كه نسبت و راستى و پاكدامنى او را مىشناسيم ، به سوى ما فرستاد واو هم ما را به خدا دعوت كرد . تا او را به يگانگى بشناسيم و پرستش كنيم ، ما را به راستگوئى » « و امانت و صله رحم و نيكى با همسايه و هم پپمان و خوددارى از حرام ها و خونريزى امر فرمود ، و از كارهاى زشت و گفتار دروغ و خوردن مال يتيم و نسبت ناروا به زنان پاكدامن نهى كرد ، و ما را فرمود تا نماز بخوانيم و و زكات بدهيم و روزه بگيريم . ما هم تصديقش نموديم و به وى ايمان آورديم و خدا را به يگانگى عبادت كرديم و آنچه را حرام شمرده بود حرام ، و حلال او را حلال دانستيم . ولى سران قريش به دشمنى باما برخاسته اند ، با شكنجه و آزار مى كوشند تا از اين آئين خدا پرستى به بت پرستى باز گرديم و به آلودگيها و پليدى ها رو كنيم . و چون مزاحم انجام فرائض دينى ما مى شدند و بر ماستم مى كردند و سخت مى گرفتند ، به كشور شما هجرت كرديم . شما را بر ديگران ترجيح داديم و دل به حمايت شما بسته ايم و اكنون اميدواريم در پناه شما ستم نبينيم . » نجاشى كه سخت مجذوب سخنان جعفر شده بود گفت : « از آنچه پيامبر شما از طرف خدا آورده است ، چيزى همراه دارى ؟ - آرى . - بخوان ! جعفر آياتى از سورهء مريم راكه موقعيت حضرت مريم و عيسى را روشن مىساخت تلاوت كرد . » نجاشى با شنيدن آن گريست و كشيش ها نيز گريستند . « آنگاه نجاشى رو به « عمرو و عبدالله » ( نمايندگان قريش ) كرد و گفت : « اين سخن و آنچه عيسى آورده است ، هر دو از يك جا فرود آمده برويد و بدانيد هرگز ايشان را به شما تسليم نخواهم كرد . »