پژوهشكده تحقيقات اسلامى
20
سرداران صدر اسلام (فارسى)
عبّاس پذيرفت و هر دو نفر نزد ابوطالب رفتند . ابو طالب گفت : « عقيل را براى من بگذاريد و ديگر اختيار با شماست ، » رسول خدا ، على ( ع ) رابرگرفت و همراه برد و عبّاس جعفر را ؛ « 1 » او تا بعثت رسول خدا زندگى خود را درخانهء عبّاس عموى خويش گذراند . « 2 » جعفر در ميان بنى هاشم از آثار سوء فرهنگ جاهلى به دور ماند و بر پايه تربيت انسانى و الهى رشد يافت و مورد ستايش رسول خدا قرار گرفت . امام باقر ( ع ) مى فرمايد : « رسول خدا به وحى الهى دريافت كه خداوند چهار خصلت نيكوى جعفر را ارج مى نهد ، جعفر را فراخواند و پرسيد : آن چهار خوى تو كه خدا بر آنها اعتبارى مى نهد و موجب خشنودى خداشده چيست ؟ جعفر گفت : يا رسول الله ! اگر نبود كه خدا به شما خبر داده است هرگز آنها را آشكار نمى ساختم : هرگز ميگسارى نكرده ام ، زيرا دانستم عقل را تباه مىكند . هيچگاه دروغ بر لب نياوردهام ، زيرا فهميدم دروغ از ارزش آدمى مىكاهد . ابداً قصد زنا نكرده ام ، چرا كه بيم داشتم آنچه دربارهء ديگران روا دارم دربارهء من انجام پذيرد . به هيچ روى بت را نپرستيده ام ، زيرا بت موجودى بى سود و زيان است . » پيامبر ( ص ) به نشانهء تحسين دست بر شانهء جعفر آورد و گفت : « به راستى سزاوار است خداوند تو را دو بال ارزانى دارد تابا فرشتگان در بهشت پرواز كنى . « 3 »
--> ( 1 ) . تاريخ پيامبر اسلام ، آيتى ، ص 75 . ( 2 ) . اعيان الشيعه ، ج 4 ، ص 120 . ( 3 ) . بحارالانوار ، ج 22 ، ص 272 .