محمد مظفرى / سعيد جمشيدى
18
اسيران و جانبازان كربلا
« ان الله قد شاء أن يراهن سبايا . ( 1 ) » « همانا خداوند خواسته كه آنان را اسير ببيند . » گرچه حكومت يزيد ، اهل بيت امام حسين ( ع ) را براى ترساندن ديگران ، اسير كرد و شهر به شهر گرداند و در خرابه ى شام جاى داد ولى آنان از اسارت به عنوان سلاحى در مبارزه با باطل استفاده كردند . مانند دو چهره ى مبارزه و درخشان اين جمع ، امام سجاد ( ع ) و حضرت زينب ( س ) كه با نطقها و خطابه هاى آتشين خود ، امويان را به رسوايى كشاندند و لذت پيروزى نظامى را در ذائقهى يزيد چون زهر تلخ ساختند . اسيران سرافراز حادثه ى خونين كربلا در مدتى كوتاه توانستند آنچنان افكار و احساسات مردم را به سوى خود متوجه سازند كه فرزند معاويه مجبور شد هنگام خارج شدن آنان از شام ، با آنها بر خلاف هنگام ورودشان به شام ، محترمانه و مؤدبانه برخورد و رفتار كند . آن روز مردم غرق در شادى و سرور بودند و موقعيت يزيد نيز بسيار ثابت بود و اعتبار زيادى در ميان مردم داشت . ولى بعد از خروج اسيران از شام موقعيت و محبوبيت يزيد و يزيديان متزلزل شده بود . درباره ى نام و تعداد اسيران و جانبازان ( مجروحان ) كربلا آمار دقيقى در دست نيست . ولى ما ، با تفحص در منابع پيشين و اخير ، نام پنجاه و هفت تن را كه دو تن از آنها به نام هاى سواربن منعم و موقع بن ثمامه جانباز ( مجروح ) هستند استخراج و شرح حال و اقدامات آنان را تدوين كردهايم كه مى توان اين كتاب را تنها كتاب مستقل در اين زمينه دانست . بخش اول و دوم كتاب از چند فصل تشكيل و در آن از مبارزات و تلاش هاى
--> ( 1 ) بحار الانوار ، ج 44 ، ص 364 .