پژوهشكده تحقيقات اسلامى
79
سرداران صدر اسلام (فارسى)
اى گروه خزرج ! « 1 » اكنون كه دعوت محمّد ( ص ) را پذيرفتهايد بدانيد محمّد در ميان قوم خويش بس عزيز و مورد حمايت است . نيك بنگريد ، اگر با وى وفادار خواهيد ماند و در مقابل دشمنان حمايتش خواهيد كرد و اگرنيرومند و شجاع و ورزيدهء جنگ هستيد و مىتوانيد در مقابل دشمنى تمام عرب ايستادگى كنيد كارى كه پيش گرفتهايد دنبال كنيد و اگر بيم داريد كه پس از بردن وى به شهر خويش دست از ياريش بر داريد و او را بى كس و تنها رها كنيد از هم اكنون او را واگذاريد . چه او در ميان خويشان و در شهر خويش عزيز و نيرومند است . آنگاه « براء بن معرور » دست رسول خدا صلىاللهعليهوآله را گرفت و گفت سوگند به خدايى كه تو را به حق فرستاده است ، چنان كه ازناموس و زنان خويش دفاع مىكنيم از تو نيز دفاع خواهيم كرد . اى رسول خدا ! بيعت ما را بپذير ، به خدا قسم ، ما ورزيدهء جنگ وآمادهء كار زاريم و آن را از گذشتگان خود به ميراث بردهايم . سپس « ابوهيثم بن تيهان » سخن « براء بن معرور » را قطع كرد و گفت : اى رسول خدا ! ميان ما و يهوديان رشتههايى است كه آنها را قطع مىكنيم ، مبادا كه ما اين كار را انجام دهيم و پس از آنكه خدا تو را پيروز كرد بسوى قوم خويش بازگردى ومارا بى كس و تنها واگذارى . رسول خدا صلىاللهعليهوآله لبخندى زد و فرمود : همانا خون من ، خون شما و حرمت من ، حرمت شما است ، من از شمايم و شما از من هستيد هر كه با شما بجنگد مىجنگم و با هر كه با شما از سر سازش درآيد سازش
--> ( 1 ) - معمول عرب چنان بود كه اوس و خزرج را خزرج هم مىگفتند ، ( تاريخ پيامبر اسلام ، آيتى ، ص 173 ) .