پژوهشكده تحقيقات اسلامى

70

سرداران صدر اسلام (فارسى)

فلس حركت كرد به پيشنهاد راهنما يك روز راه كه مانده بود اتراق كردند و تصميم داشتندكه شب حركت كنند مبادا دشمن آنها را ببيند بدين جهت ابوقتاده و حباب بن منذر وابونائله را براى مراقبت و گشت به اطراف فرستادند ، اين سه تن سواره بيرون شدند و در اطراف لشكرگاه گشت مىزدند ، غلام سياهى را ديدند و از او پرسيدند : « توكيستى » ؟ گفت : دنبال گمشده‌ام ميگردم » ، او را نزد على ( ع ) آوردند . على ( ع ) پرسيد : « كيستى ؟ » گفت : « در جستجوى چيزى بودم » على ( ع ) فرمود : « بر او سخت بگيريد . » داشتم . » « 1 » گفت : « من غلام مردى از « طى » از بنى نبهان هستم ، دستور دادند د راين مكان بمانم و گفتند اگر سپاه محمد ( ص ) را ديدى بيا و به ما گزارش كن ، من نميدانستم اسير مىشوم ، وقتى شما را ديدم قصد رفتن به سوى آنها را برخورد با متخلفين جنگ تبوك ابوقتاده نسبت به دستورهاى پيامبر صلى الله عليه و آله و فرمانهاى آن حضرت پيوسته تعهد انقلابى داشت و به هيچ وجه و تحت هيچ شرايطى كوچكترين تخلف از آن حضرت انجام نمىداد . به هيمن جهت علاوه بر آنكه خود در غزوه تبوك شركت داشت با متخلفين از جنگ نيز برخورد مىكرد . يكى از متخلفين جنگى مىگويد : « بامسلمانان در كوچه و بازار مىگشتيم ولى با ما سخن نمىگفتند ، تا اينكه مدتها از جفاى مسلمانان با ما گذشت . رفتم و از ديوار خانهء ابو

--> ( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 3 ، ص 985 .