پژوهشكده تحقيقات اسلامى
61
سرداران صدر اسلام (فارسى)
درنشر و پخش شايعه او را يارى كردند و خبر دروغين حملهء عظيم سپاه ابوسفيان را با آب و تاب درگوش مردم تكرار مىكردند . ولى اين جنگ روانى كوچكترين اثرى در دل رسول خدا ( ص ) و ياران باوفايش نداشت . رسول خدا ( ص ) در مقابل آن دسته از مسلمانانى كه در اين نبرد اندك ترديدى از خود نشان مىدادند ، فرمود : « اگر كسى همراهى نكند تنها مىروم . » آنگاه رسول خدا ( ص ) پرچم اسلام را بدست علىعليهالسّلام سپرد و بهمراه هزار وپانصد نفر از اصحاب و ياران خود بسوى بازار بدر بيرون شد . ده اسب همراه سپاه بود يكى ازآنانكه اسب داشت ، ابوقتاده بود . « 1 » شركت در قتل ابى الحُقَيق دوقبيلهء اوس و خزرج در كسب افتخارات با هم به مسابقه برخاسته بودند . طايفهء اوس يكى ازدشمنان اسلام و پيامبر ( ص ) بنام كعب بن الأشرف را كشتند ، خررجيان گفتند : « ما هم بايد يكى ديگر ازدشمنان اسلام و پيامبر ( ص ) را بكشيم و بايد كسى باشد كه از نظر دشمنى با پيامبر ( ص ) مثل كعب باشد . » ابى الحُقيق كه درخيبر بودمعرفى شد . خزرجيان براى كشتن ابىالحقيق در خيبر ، ازرسول خدا ( ص ) اجازه خواستند ، پيامبر صلى الله عليه و آله پذيرفت . پس پنج نفر از خزرج از تيرهء بنى سلمه داوطلب اين مأموريت شدند كه عبارت بودند از عبدالله بن عتيك ، مسعودبن سنان ، عبدالله بن انيس ، ابوقتاده حارث بن ربعى وخزاعى بن اسود ( هم پيمان قبيله اسلم ) . رسول خدا ( ص ) ، عبدالله بن عتيك را بفرماندهى آنها برگزيد و ازكشتن كودكان و زنان منع كرد . « 2 »
--> ( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 387 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 496 - 498 ؛ كامل ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 146 ؛ روضة الصفا ، ج 2 ، ص 275 .