پژوهشكده تحقيقات اسلامى
36
سرداران صدر اسلام (فارسى)
از طرفى على عليهالسّلام براى او پيام فرستاد كه با پرچم خود پيشروى كن ، هاشم به پيك آن حضرت گفت : بنگر كه چگونه دشمن شكم مرا پاره كرده است . اينجا بود كه يكى ديگر از سرداران اسلام كه از قبيلهء بكربن وائل بود ، پرچم رابه دست گرفت . « 1 » در اين ميان ، در حالى كه هاشم در لابلاى كشتگان افتاده بود ، شخصى ازكنار او گذشت . هاشم او را صدا زد و گفت : سلام مرا به امير مؤمنان على عليهالسّلام برسان و بگو ، سلام و بركات و رحمت خداوند بر تود باد ، ترا به خدا سوگند مىدهم كه آنقدر از دشمن كشته بگيرى كه زمين از لاشهء آنها پر شود ، و افسار اسبها را به پاهاى كشتهها به بنديد ، زيرا پيروزى از آن كسى است كه بيشتر به دشمن تلفات وارد كند . هاشم پس از چندى به شهادت رسيد و روحش به ملكوت پرواز كرد . آن شخص پيام هاشم را به على عليهالسّلام رسانيد . آن حضرت نيز طبق وصيت هاشم شبانه به كمك نيروهاى خود پيشروى كرد وكشتههاى بسيار را پشت سر قرار داد ، و طىّ يك حملهء موفق ضربات سختى را بر شاميان وارد آورد . هنگامى كه هاشم به شهادت رسيد ، نيروهاى اسلام شديداً متأثر شده و اظهار بيتابى مىكردند ، گروهى از قاريان قرآن كه همگى از قبيله اسلم بودند نيز همزمان به شهادت رسيدند . زمانى كه على عليهالسّلام ازكنار اين كشتهها كه دور و بر هاشم بر روى زمين آرميده بودند گذشت ، فرمود : خداى جزاى خير به قبيلهء اسلم بدهد . « 2 »
--> ( 1 ) . سفينة البحار ، ج 2 ، ص 717 . ( 2 ) . سفينة البحار ، ج 2 ، ص 717 ؛ وقعهء صفين ، ص 356 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 8 ، ص 34 .