پژوهشكده تحقيقات اسلامى

24

سرداران صدر اسلام (فارسى)

هدفشان خون عثمان نبوده بلكه دنيادوستى و دنيا پرستى را طالبند . پس هر چه زودتر ما را به سوى آنان بسيج كند ، اگر حق را پذيرفتند ما به مقصود خود رسيده‌ايم ، و اگر سرپيچى كنند و راه مخالفت بپيمايند كه جزآن از آنان انتظارى نيست . به خدا سوگند گمان ندارم اينان دست از گمراهى خود بردارند ، و با تو بيعت كنند ، در حالى كه فرمانرواى مطاعى در ميانشان باشد كه دستوراتش را پذيرا باشند . » « 1 » هاشم بار ديگر نسبت به جنگ اظهار نظر نمود و احساسات خود رانسبت به دشمن اظهار كرد . پس ازآنكه نامه‌هايى گستاخانه كه حاكى از نهايت بى اعتقادى و بى دينى بود از معاويه و عمروعاص به اميرمؤمنان ( ع ) رسيد ، بطورى كه بعضى از فرماندهان آن حضرت احساس ضعف كرده ، وآينده را تاريك تصور كردند ، هاشم از جاى برخاست و ضمن سخنانى چنين گفت : « اى اميرمؤمنان ، ما را به سوى اين سنگدلان بسيج كن ، همانهايى كه كتاب خدا را پشت سر گذارده ، و بر خلاف رضاى خدا در ميان مردم رفتار كردند و حلال خدا را حرام و حرام او راحلال كردند . شيطان هم بر آنها چيره شد ، و و عده‌هاى باطل و آرزوهايى پوچ به آنان نويد داد ، تا بالأخره از راه راست منحرف گرديده و به پرتگاه كشانيده شدند . شيطان دنيا را زيبا جلوه داده است ، و بدينجهت است كه آنان به اندازه‌اى كه ما براى آخرت با ميل و رغبت مىجنگيم براى دنيا مىجنگند و تواى اميرمؤمنان از همه مردم به رسول خدا صلىالله عليه و آله در خويشاوندى نزديكتر ، و از همه مردم در جهاد و حسن سابقه برتر هستى ، هر چند كه اينان هم همان شناختى كه ما نسبت به تو داريم دارند ، ولى شقاوت و

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 172 ؛ اعيان الشيعه ، ج 10 ، ص 251 ؛ وقعهء صفين ، ص 92 .