پژوهشكده تحقيقات اسلامى
18
سرداران صدر اسلام (فارسى)
درواقعهء قادسيّه جنگ به سختى هر چه تمامتر ميان طرفين بر پا بود ، و تلفات سنگينى بر هر دوطرف وارد شده بود . فرمانده سپاه اسلام به منظور ارعاب دشمن ، و تقويت روحيهء نيروهاى خودى ، دست به تاكتيك جالبى زد . او دو شب متوالى ، نيروها را مخفيانه و بدون اينكه دشمن متوجه شود به پشت جبهه انتقال داد ، و هنگام صبح آنها را گردان گردان هلهله كنان و با ساز و برگ خاصى به ترتيب و درفواصل زمانى متناسب وارد خط مقدم جبهه و ميدان رزم مىكرد ، تا دشمن گمان كند كه اين نيروهاى امدادى است كه مرتباً از مركز اعزام مىشود . درهمين هنگام بود كه هاشم مرقال « 1 » به همراهى هفتصد تن از نيروهايش از راه رسيد و وقتى از تدبير فرمانده آگاه شد ، او نيز ياران خود را هفتاد هفتاد مرتب كرد و به روش خاصى آرايش داد ، و آنها را به پيش هدايت كرد و به سپاه مسلمين پيوست و بانك تكبير سرداد . مسلمانان نيز تكبير گفتند و صف آرايى كردند . هاشم به آنان گفت : « نخستين مرحله در جنگ ، جنگ و گريز است ، و پس از آن نوبت تيراندازى است » . « 2 » پيوستن هاشم با نيروهاى تحت امرش به سپاه اسلام اهميت زيادى در بالابردن روحيهء رزمندگان داشت به گونهاى كه دربارهء او گفتهاند : كه نقش او در واقعهء قادسيه سرنوشت ساز بوده و هيچ كس به اندازهء او در جنگ مؤثر نبوده ، و او عامل اصلى پيروزى لشكر توحيد در اين جنگ بوده . « 3 »
--> ( 1 ) . مسعودى درمروج الذهب مىنويسد : روز دوم جنگ نيروهاى امدادى در حالى كهنيزههاى آنان روى خورشيد را پوشانيده بود ، از راه رسيدند . آنها كه از فتح شام بر مىگشتند پنج هزار نفر بودند ، و فرماندهشان هاشم مرقال بود ( مروج الذهب ، ج 2 ، ص 313 ) . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 552 . ( 3 ) . اعيان الشيعه ، ج 10 ، ص 250 .