پژوهشكده تحقيقات اسلامى
34
عاشورا شناسى (فارسى)
اينان پنج تن از فرزندان تو هستند كه پنج اسم براى آنها از نامهاى خود مشتق كردهام ، و اگر براى ايشان نبود بهشت و جهنم ؛ عرش ، كرسى ، آسمان ، زمين ، فرشتگان ، آدميان ، و جنيان را نمىآفريدم . پس من محمودم ، و اين محمد است ؛ و من عالى هستم ، و اين على است ؛ و من فاطرم ، و اين فاطمه است ؛ و من احسانم ، و اين حسن است ، و من محسنم و اين حسين است . به عزتم سوگند ياد نمودهام كه هر كس ذرهاى از كينه ايشان در دل داشته باشد او را داخل آتش مىكنم . ايشان برگزيدگان من هستند ، به ايشان نجات مىدهم و به ايشان هلاك مىنمايم ، هر وقت حاجتى دارى به اين پنج تن متوسل شو پس پيغمبر ( ص ) فرمود : كشى نجات ، ما هستيم ، هر كس به آن متعلق شود نجات يابد و هر كس از آن برگردد هلاك شود . « 1 » سلمان فارسى در ضمن حديثى روايت كند كه پيامبر ( ص ) فرمود : خداوند از براى ما نامهايى از نامهاى خودش مشتق ساخت ، پس خداوند عزوجل محمود است ، و من محمدم ، و خداوند اعلى است ، و برادرم على است ، و خداوند فاطر است ، و دخترم فاطمه است ، و خداوند محسن است و دو پسرم حسن و حسين مىباشند . « 2 » 21 - ارث حسنين از پيغمبر ( ص ) حسن و حسين ( ع ) وارث كمالات علمى ، روحى ، اخلاقى ، و جسمى پيغمبر ( ص ) بودند . مردم در سيما و رفتار و روش آنها پيغمبر را مىديدند ، عظمت ، و روحانيت او را تماشا مىكردند . چنانچه مكرر گفته شد وجود پيغمبر ( ص ) نسبت به حسنين ( ع ) كانون مهر و اشفاق ، و نوازش و لطف ، و رحمت پدرانه بود . آنها را دوست مىداشت ، و مىبوييد و مىبوسيد ، و زبانشان را مىمكيد بر دوش مبارك سوارشان مىكرد . شخصاً از آنها پرستارى
--> ( 1 ) . فرائد السمطين ، ص 25 و 26 ، ترجمه به اختصار . ( 2 ) . فرائد السمطين ، ص 30 . اين گونه احاديث ممكن است اشاره به مقام كمال پنج تن و خمسه طيبه باشد و اين كه آنها مؤدب به آداب الهيه ، و مربّى به تربيت ربوبيه هستند و به اخلاق الهى تخلق دارند و چنان كه نام انسان را به مسمّى مىرساند آنها نيز كه اسماء حق و مشتق از نامهاى او هستند ؛ ما را به خدا هدايت مىكنند و همچنين دلالت بر ارتباط آنها با عوالم غيب دارد ، و در روايات است كه ( نَحْنُ وَ اللَّهِ الْاسْماءُ الْحُسْنى ) ، و اگر چه همه موجودات به اين معنى اسماء حق هستند اما اين پنج نور مقدس مقام شامخ ديگر دارند و دلالت آنها بر مسمى اظهر وابين است و اما اين كه چرا اين پنج نور هر كدام مخصوص به اسمى شدهاند شرحش از حوصله اين كتاب خارج است .