پژوهشكده تحقيقات اسلامى

20

عاشورا شناسى (فارسى)

نوع ضعف نفس شمرده ، و سخت دلى را افتخار مىدانستند ، و وحشتناك‌ترين مظهر قساوت قلب و سقوط عواطف همان زنده به گور كردن دخترها بود كه پدرها با دست خود دختران خود را زنده در گور مىكردند . بوسيدن فرزند ، و اظهار عاطفه نسبت به او خصوص اگر دختر بود ، عار و ننگ شمرده مىشد . و اگر كسى فرزند خود را مىبوسيد ديگران از آن تعجب مىكردند . گردنكشان و متكبران از بوسيدن طفل ، و به دوش سوار كردن او كه يك عمل متواضعانه ، و دور از ابهت بود ، و از حشمت صورى مردمانى كه با رياكارى و تشريفات ، خود را در نظر مردم بزرگ نشان مىدهند مىكاهد ، خوددارى داشتند . پيغمبر اسلام رحمت عالميان بود ، و از ريا و نفاق مبرا ، و مانند يك فرد عادى زندگى مىكرد ، و جزء برنامه‌هاى مهم دعوت او بسط رحمت ، و مهر ، و احسان ، و محبت نسبت به همهء مردم ، و بشر دوستى ، و ايثار ، و هدايت عقل و احساسات بود ، و در آغاز سوره‌هاى كتاب آسمانى او « 1 » خدا به رحمانيت ، و رحيميت ياد شده است . و همانطور كه نسبت به مردم مظهر تمام ، و كامل عواطف عالى انسانى بود . عاطفه پدرانه‌اش نسبت به فاطمه زهرا ( س ) و فرزندان او نيز در حد كمال بود ، و وجود حسن و حسين را امتداد وجود خود ، و بقاء و زندگى آنها را بقاء زندگى خود مىديد ، دكتر بنت الشاطى بانوى دانشمند مصرى و استاد دانشگاه عين الشمس ، راجع به شدت حب و عاطفه پيغمبر نسبت به فرزندان دختر عزيزش زهرا ( س ) فصل بليغى نگاشته و در ضمن آن مىگويد : پيغمبر ( ص ) از روزى كه به مصيبت مرگ خديجه ، يگانه همسر عاليقدرش ، مبتلا شد ، تا سال سوم هجرت غير از ابراهيم كه آن هم در دنيا چيزى زيست نكرد صاحب فرزندى نشد ، و در مدت هفده سال بعد از خديجه با اينكه با زنان متعدده ازدواج فرمود ، هيچ يك را از پيغمبر خدا فرزندى روزى نگشت . لذا ( علاوه بر وحى آسمانى ) بر همه آشكار بود كه بايد نسل پيغمبر از فاطمه زهرا باقى بماند . پس عجبى نيست اگر دل پيغمبر از حب و مهر فرزندان فاطمه پر بود و به تمام قلب آنها

--> ( 1 ) . غير از سورهء برائة .