پژوهشكده تحقيقات اسلامى

15

عاشورا شناسى (فارسى)

روايات ، و تواريخ بر اين اتفاق دارند كه آن حضرت على و فاطمه و حسنين ( ع ) را از تمام مردم و كسان و نزديكان خود بيشتر دوست مىداشت ، و دوستى آنها يك دوستى سادهء پدر نسبت به فرزند نبود بلكه ريشهء آن بر علائق و مبانى عميق ، و يگانگى روحى استوار ، و رمز يك اتحاد و اتصال ناگسستنى معنوى ، و توافق كامل فكرى بود كه تعبير « انَّهُمْ مِنّى وَ انَا مِنْهُمْ » ايشان از من هستند ، و من از ايشان هستم . يا چنان كه در حديث زيد بن ارقم « انَا سِلْمٌ لِمَنْ سالَمْتُمْ ، وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبْتُمْ » ؛ « 1 » من در صلح و سازشم با هر كس كه با شما در صلح و سازش باشد ، و در جنگ و نبردم با هركه با شما در جنگ باشد ، و تعبيرات ديگر در ترجمه و تفسير اين رابطه و محبت گزاف و مبالغه نيست ؛ و عين واقع و حقيقت است . يك اتصال واقعى روحى ، و همفكرى تمام عيار ، و يگانگى خالص لازم است تا پيغمبر ( ص ) آن را اين گونه شرح دهد جمله « انَا سِلْمٌ لِمَنْ سالَمْتُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حا رَبْتُمْ » صريح است در اينكه طرز تفكر و سلوك و روش آنها با وضع سلوك و روش پيغمبر ( ص ) يكى است ، و هيچ‌گونه فرق و تفاوتى ندارد . كردار و رفتار و جنگ و صلح آنها كردار و رفتار و جنگ و صلح رسول خدا ( ص ) است . ما وقتى اين اخبار را مطالعه مىكنيم ، و از شدت علاقه و دوستى پيامبر ( ص ) به حسين آگاه مىشويم ، نبايد فراموش كنيم كه گويندهء اين كلمات و الفاظ پيغمبر خدا است ، و كسى كه در دورهء زندگانى با گزاف گويى ، و سخنان دور از حقيقت و مدح بى جا مبارزه داشت ؛ كسى است كه سخنان و كارهايش براى بشر حجت ، قانون و شريعت است ، و آنچه فرموده ترجمان حقيقت است : پيامبر اعظم غير از فاطمه ( س ) دختران ديگر نيز داشت و غير از على نيز عمو و عمو زاده و خويشاوند بسيار داشت ؛ چرا اينهمه اظهار علاقه و محبت مخصوص به فاطمه و على و فرزندان آنها شد ؟ و چرا پيغمبر از همه كسان ، و اصحاب خود آنها را برگزيد ؟ براى اينكه اين چهار تن نماينده صفات ، و روحيات ، و اخلاق ، و كمالات او بودند .

--> ( 1 ) . ابن ماجه ؛ ج 1 ، ص 65 ب ، فضل اصحاب رسول اللَّه ( ص ) ؛ سنن ترمذى ، ج 13 ، ص 248 .