پژوهشكده تحقيقات اسلامى
52
سرداران صدر اسلام (فارسى)
مرحوم مامقانى و ديگران نيز با عبارتى شبيه آنچه در اعيان الشيعه آمده است ازوى ياد كرده و گفتهاند : « او در واقعهء بدر حضور داشت ودراين معركه نقشى بسيار ارزنده و فراموش نشدنى ايفا كرد » . « 1 » دلاوريهاى حمزه در بدر دشمنان براى اينكه روحيهءمسلمانان را متزلزل كنند با يك توطئه توافق كردند كه زره ابوجهل را بر تن يكى از خود بپوشانند ، آن را بر تن « عبداللّه بن منذر » كردند . على عليهالسّلام به گمان اينكه ابوجهل است او را كشت ، و در حالى كه فرياد مى زد : « بگير كه من از فرزندان عبدالمطّلب هستم » باز گشت . پس از او دشمنان زره را بر تن « ابوقيس بن فاكه » كردند ، حمزه به گمان اينكه او ابوجهل است به ميدان او رفت و درحالى كه مىگفت : « بگير كه من فرزند عبدالمطّلب هستم » با يك ضربت او را كشت . پس از وى زره را برتن « حرملة بن عمرو » پوشاندند ، اين بار نيز على عليهالسّلام او را به هلاكت رساند ، درحالى كه ابوجهل در ميان يارانش برصحنه نظارت مىكرد . آنگاه خواستند زره را به « خالدبن اعلم » بپوشانند ولى او حاضر به پوشيدن آن نشد . « 2 » حمزه ازمعدود كسانى بود كه در نبردها برخود نشان مىنهادند . او پر شتر مرغى بر سينهء خود قرار مىداد .
--> ( 1 ) . وَشَهِدَ بَدْراً وَابْلى فِيْها بَلاءً عَظِيْماً مَشْهُوراً ( تنقيح المقال ، مامقانى ، ج 1 ، ص 375 ؛ دايرةالمعارف اعلمى ، ج 17 ، ص 41 ) . ( 2 ) . مغازى ، واقدى ، ج 1 ، ص 86 ؛ بحارالانوار ، ج 19 ، ص 337 .