پژوهشكده تحقيقات اسلامى
13
سرداران صدر اسلام (فارسى)
فصل اوّل : حمزةبن عبدالمطلب حمزه كيست ؟ در يكى از سالهاى پيش از واقعهء اصحاب فيل ، آخرين پسر پردهدار كعبه ( عبدالمطّلب ) در مكّه ديده به جهان گشود ، و پدرش او را « حمزه » نام نهاد . « 1 » نام اصلى پدر نوزاد « شيبةالحمد » بود ، كه از دوران نوجوانى به عبدالمطّلب مشهور شد . « 2 »
--> ( 1 ) . « حمزه » چنان كه صاحب قاموس گفته است به معناى شير است ، و به معناى « نگاهدارنده » و « سرسخت » هنيز به كار رفته است ( اعيانالشّيعه ، ج 6 ، ص 243 ) . ابن دُرَيْد « حمزه » را به واژههاى « برافروخته » و « فروزان » تفسير كرده ، و گفته است كه به معناى درهم كشيدگى » و « آشفتگى » نيزآمده است . گويند : حَمَزَفاهُ النَّحْلُ سركه دهانش را درهم كشيد ، وگويند : حَمَزنى هذَالامْرُ ومرادشان احساس « دلسوختگى » و « بىقرارى » است . ( اشتقاق ابن دُرَيْد ، ص 45 ) . ( 2 ) . وسببش اين بود كه هنگامى كه هاشم پدر عبدالمطّلب در « غزّه » از دنيا رحلت كرد ، او درمدينه نزد مادرش بسر مىبرد ، مادر نمىخواست فرزندش از وى جدا شود ، وبدين جهت حاضر نبود او را به عموهايش بسپارد . مطّلب عموى عبدالمطّلب ، ضمن قرار قبلى به مدينه آمد ، و برادرزادهء خود را مخفيانه از شهر خارج كرد ، و او را پشت سر خود سوار كرد ، و به سَمْتِ « مكّه » رهسپار شد . در بين راه هركه از او مىپرسيد : مطلّب ! اينكه همراه توست كيست ؟ مطلّب در پاسخ مىگفت : اوبردهء من است . و بدين گونه شيبةالحمداز آن پس به عبدالمطّلب ( بردهء مطلب ) شهرت يافت . ( اعيان الشّيعه ، ج 6 ، ص 243 ) .