پژوهشكده تحقيقات اسلامى

83

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)

تعيين نمود ، يعنى يزيد را خليفه مسلمين كرد . در آن روز چيزى زشت‌تر از اين نبود كه خلافت موروثى باشد . . . يزيد يكى از جوانان قريش بود كه در لهو و لعب و عيّاشى و ميگسارى و لذّت از خوشىها افراط مىكرد . و بدون پرده‌پوشى و بطور علنى مرتكب اين اعمال مىشد . . . به اين ترتيب براى اوّلين مرتبه در اسلام ، حكومتى برقرار شد كه پايه‌هاى آن زور و فشار و ترس و وحشت بود و آن حكومت را فرزندان از پدران به ارث مىبردند و ملّت مانند ملكى شده بود كه خليفه آن را چون ماتركى به فرزند خود مىداد . . . « 1 » چكيده از آنچه گذشت روشن شد كه رهبرى جامعه از نظر اسلام امرى الهى و آسمانى بود كه پس از رحلت پيامبر اكرم ( ص ) در يك انحطاط و انحراف به مسأله‌اى بشرى و زمينى تبديل شد . و آنچه اختيار آن بدست خداوند متعال بود و مىبايست در هر جايى كه او اذن مىدهد قرار گيرد ، در اختيار مردم قرار گرفت . به بهانه رضايت مردم و بيعت آنان حق مسلّم على بن ابى طالب ( ع ) غصب گرديد و به تدريج سقوط كرد تا سرانجام در سال چهلم هجرى به دست معاويه افتاد . او كه تا سال هشتم هجرى از مخالفان سرسخت اسلام بود و با فتح مكّه مجبور به پذيرش اسلام گرديده بود با به كارگيرى زر ، زور و تزوير صلح را بر امام حسن ( ع ) تحميل كرد و رهبرى مطلق كشور را به دست گرفت . زعامت جامعه اسلامى در يك انحطاط ديگر در سال 60 هجرى به « سلطنت » تبديل شده و معاويه در يك اقدام ناپسند ، فرزند فاسد و شراب خوار خودش را به عنوان خليفه مسلمين معرّفى كرد و براى او بيعت گرفت . بدون ترديد ، اگر مردم در سقيفه بنى ساعده آن اشتباه بزرگ را مرتكب نشده بودند و ولايت را از جايگاه اصلىاش خارج نساخته بودند ، هرگز گرفتار استبداد معاويه و سلطنت يزيد نمىشدند . و آن همه ظلم و تباهى در جامعه گسترش نمىيافت . خشت اوّل چون نهد معمار كج * تا ثريّا مىرود ديوار كج

--> ( 1 ) - على ( ع ) و فرزندانش ، طه حسين ، ترجمه محمدعلى شيرازى ، ص 3 - 242 .