پژوهشكده تحقيقات اسلامى
72
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)
دهان ستور پاره مىشود و اگر عنانش را رها كند او را از پرتگاه فرو مىاندازد . بر اثر اين انتصاب ، مردم - به خدا قسم - گرفتار اسبى شدند كه گاه ركاب براى سوارى نمىداد و زمانى هم كه ركاب مىداد بيراهه مىرفت . در مدت طولانى حكومت وى و با همهء شدت مزاحمت و ناراحتىاش صبر كردم . « 1 » شوراى حل و عقد عمر در روزهاى آخر حياتش بر خلاف روشهاى قبلى ، شورايى را براى تعيين خليفه بعدى مشخص نمود . البته تركيب شورا به گونهاى بود كه مقصود وى را تأمين مىكرد . و نتيجه آن از اوّل معلوم بود ، ليكن على ( ع ) مجبور بود در آن جمع شركت كند . اميرالمؤمنين ( ع ) در اين باره مىفرمايد : چون مرگ عمر فرا رسيد اختيار نصب خليفهء بعد از خود را به شورايى سپرد كه به گمانش من يكى از همرديفان اعضاى آنم ! خداى را ! من كجا و اعضاى شورا كجا ! كى كسى در برترى مطلق من نسبت به اوّلين نفرشان - ابو بكر - شك كرده است تا اينك كار به جايى برسد كه مرا در رديف چنين افرادى بنشانند ! ولى من با اين همه ، از فراز منزلتى كه داشتم بال فرو كشيده در كنار اينها نشستم . امّا يكى از آنها ( سعد بن ابى وقاص ) گوش هوش و رأيش را به كينه ديرينهاش با من سپرد ؛ و ديگرى ( عبدالرحمن بن عوف ) ميل به خويشاوندش ( عثمان ) كرده ، با غرضورزىهاى ديگرى كه شايستهء گفتن نمىبينم . تا ( عثمان را به خلافت انتخاب كردند و ) سوّمين به مقصود رسيد و همچون چار پا بتاخت و خود را به كشتزار مسلمانان انداخت ، و پياپى دو پهلو را آكنده كرد و تهى ساخت . خويشاوندانش با او كمر به اين بستند كه مال خدا ( اموال عمومى و درآمدهاى اسلامى ) را چنان بخورند كه شتر ، سبزهء تازهء بهاره را به دندان مىكند و مىخورد ! سرانجام ، رشتههاى اقتدارش از هم بگسليد و رفتار و سياستش او را به كشتن داد ، و دار و دسته و خويشاوندانش او را ساقط كردند و زمين زدند . « 2 »
--> ( 1 ) - نهجالبلاغه ، خطبه 3 . ( 2 ) - همان .