پژوهشكده تحقيقات اسلامى
69
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)
چون او ( پيامبر اكرم ( ص ) ) از جهان رخت بربست ، مسلمانان دربارهء امارت و خلافت بعد از او به منازعه برخاستند . به خدا سوگند ! هرگز فكر نمىكردم و به خاطرم خطور نمىكرد كه عرب بعد از پيامبر ، امر امامت و رهبرى را از اهل بيت او بگرداند . باور نمىكردم آنها خلافت را از من دور سازند . تنها چيزى كه مرا ناراحت كرد اجتماع مردم اطراف فلانى بود كه با او بيعت كنند . . . « 1 » و در خطبهاى ديگر فرمود : خدايا ! من در برابر قريش و كسانى كه به كمك آنان برخاستهاند از تو استعانت مىجويم و شكايت را پيش تو آورم آنها پيوند خويشاوندى مرا قطع كردند ، و مقام و منزلت مرا كوچك شمردند ، و در غصب حق ، و مبارزهء با من هماهنگ شدند . ( به اين هم اكتفا نكردند ) بلكه گفتند : بعضى از حقوق را بايد گرفت و پارهاى را بايد رها كرد . ( و اين از حقوق است كه بايد رها سازى ! ) به خدا ، ابوبكر ، خلعت خلافت را در حالى بر تن كرد كه مىدانست منزلتم نسبت به خلافت ، منزلتى محورى است ، و من در ستيغ آن مقام جاى دارم به طورى كه فيض ولايت الهى از قلّهء وجودم بر مردم سرازير است و هيچ پرندهاى را ياراى رسيدن بهقلهام نيست . لكن من چشم از آن مقام پوشيدم و از آن ابراز سيرى نمودم و در اين انديشه فرو رفتم كه با دست كوتاه برغاصبان حملهور شوم يا بر تحمل ظلمت و جهالت پيش آمده شكيبايى ورزم ، بر اين شرايط سياسى گمراهى آور و انحطاط انگيزى كه پير در آن فرتوت شود و كودك در ايّام درازش به جوانى رسد ، و مؤمن چندان به زحمت و رنج درافتد تا بميرد و به لقاى پروردگارش نائل آيد ، سرانجام به اين نظر رسيدم كه شكيبايى ورزيدن بر اين [ اوضاع سياسى نوپيدا ] خردمندانهتر است . « 2 » مخالفت فاطمه زهرا ( س ) با خلافت ابوبكر و سخنرانى بسيار تند او در جمع زنان مهاجران و انصار و زير سؤال بردن مشروعيت خليفه و غضبناك شدن حضرت بر كسانى كه زمينه اين كار را فراهم كردند نيز مؤيد مردود بودن اين شيوه گزينش خليفه بود . « 3 »
--> ( 1 ) - نهج البلاغه ، نامهء 62 . ( 2 ) - همان ، خطبه 3 . ( 3 ) - ر . ك . شرح نهجالبلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 233 .