پژوهشكده تحقيقات اسلامى

66

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)

آن سه نفر ، زمانى به سقيفه رسيدند كه « سعد بن عباده » « 1 » سخن مىگفت . او هيچ سخنى از مخالفت با اهل بيت ( ع ) به ميان نمىآورد . و تنها بر اين نكته تأكيد مىورزيد كه انصار با فضايلى كه دارند نبايد بگذارند كسى از مهاجران با تكيه بر فضايل خود ، بر مسلمانان فرمانروايى كند . پس از سخنرانى سعد بن عباده و مشاجرات بعدى ، ابوبكر رشتهء كلام را به دست گرفت . آنچه او در آن ساعت مطرح كرد مانند سحر در حاضران تأثير گذاشت . او در گفتگوهاى ابتدايى ، خود را كنار كشيد و چنان وانمود كه داورى است كه در اظهاراتش جز انگيزه اصلاح و رفع آشوب منظورى ندارد . با نرم‌ترين تعبير ، احساسات و عواطف برانگيخته انصار را آرام و با خويش همراه ساخت . ابوبكر نخست فراوان از انصار تمجيد كرد . و كوشش‌هاى خالصانهء ايشان را ستود ؛ ولى زيركانه به آنها تفهيم كرد كه آن كوشش‌هاى فضيلت‌آور را آنان براى رضاى خدا انجام داده‌اند . نه براى اين كه روزى به انجام آن از مسلمانان مزد بطلبند . آن فضيلت‌ها هيچ‌گونه حق سياسى و اجتماعى را براى ايشان به اثبات نمىرساند ، افزون بر اين كه نخستين مهاجران به مدينه بسيار زودتر از اهالى مدينه ، پيامبر ( ص ) را يارى رسانده‌اند . بنابراين اگر قرار است كسى از آن كوشش‌ها مزد و غنيمتى دريافت دارد ، آنان هستند نه انصار . ابوبكر با بيان اين جمله پيامبر ( ص ) كه رهبران از قريش هستند زبان انصار را براى هميشه بست . « 2 » واكنش انصار وقتى سخنان ابوبكر به پايان رسيد عدّه‌اى كاملًا حرف‌هاى او را تأييد مىكردند و ظاهراً پذيرفته بودند . امّا بسيارى همچنان در ترديد به سر مىبردند . در اين لحظه دو تن

--> ( 1 ) - سعد بن عباده بن دليم ، از طايفه بنى ساعده و رئيس قبيله خزرج و از آنهاست كه در جاهليت ، خواندن و نوشتن مىدانست . او در همان عقبه ، به همراه هفتاد تن از اهل مدينه اسلام آورد و غير از جنگ بدر ، در ساير جنگ‌ها شركت كرد . ( الطبقات الكبرى ، ج 6 ، ص 613 ) ( 2 ) - گفتگوى مهاجران و انصار در سقيفه به طور كامل در بحارالانوار ، ج 28 ، ص 329 - 349 . و الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 329 - 330 آمده است .