پژوهشكده تحقيقات اسلامى
33
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)
در برابر وظايف نسبتاً سنگينى كه برعهدهء شيخ قبيله بود ، وى نيز از حقوقى برخوردار بود . البته با اين توضيح كه ، همانگونه كه وظايف شيخ قبيله امورى مدوّن و با پشتوانهء اجرايى مستحكم و منسجمى نبود ، حقوق و امتيازات او نيز به همين منوال بود و در نتيجه ، همه چيز در گرو همت و شخصيت رئيس قبيله بود . مهمترين امتياز و حقى كه رئيس قبيله از آن برخوردار بود ، مُطاع بودن دستورات وى بود . مادامى كه شخصى رئيس قبيله بود ، بى آنكه آييننامه و الزامى در ميان باشد ، « 1 » عموم افراد قبيله به ويژه تودهء مردم ، از او همچون يك پادشاه داراى قدرت مطلقه اطاعت مىكردند . « 2 » لذا ، احراز اين مقام و موقعيت افتخارى بزرگ و بلكه بزرگترين افتخار در ميان عرب محسوب مىشد ، از همينرو ، رقابت شديدى ميان سران عشاير و بطون قبيله براى كسب آن وجود داشت و بسيارى موارد ، آنان با همين انگيزه ، يعنى براى كسب عنوان « سيادت » و جلب قلوب و ديدگان ديگران اموال زيادى صرف مىكردند . « 3 » موارد مشخص و تعريف شدهء ديگرى نيز جزو حقوق رئيس قبيله بود كه عبارت بودند از : نظارت بر تقسيم غنايم جنگى ميان افراد قبيله ؛ حق مالكيّت بر يك چهارم غنايم به دست آمده از جنگها و غارتها كه آن را « مِرباع » مىگفتند ؛ حق تملّك اشياء نفيس از غنايم نظير سلاح ، اسب ، كنيز و نحو آن پيش از تقسيم غنايم ، كه از آن تحت عنوان « صفاياى رئيس قبيله » ياد مىشد ؛ حق تملّك غنايمى كه پيش از بروز جنگ و در مسير حركت به سوى خصم ، نصيب قبيله مىشد كه به « حقّ النشيطة » معروف بود ؛ حق تملّك مازاد غنايم كه به دليل اندك بودن و يا به دليل ديگر قابل تقسيم نبود ، مانند اينكه يك شتر يا اسب و يا مقدار اندكى درهم و دينار و نحو آن باقى بماند ، كه به آن « فضول » گفته مىشد ؛ حق « حِمى » ، يعنى اينكه رئيس قبيله چنانچه در مسير مهاجرتها و جابهجايىهاى
--> ( 1 ) - گوستاو لوبون ، همان ، ص 66 ؛ عمر فرّوخ ، همان ، ص 68 . ( 2 ) - الحاج حسن ، همان ، ص 71 ؛ جواد على ، ج 4 ، ص 343 ، 344 ، ج 5 ، ص 206 ؛ توفيق برّو ، همان ، ص 197 ؛ فيليب حتّى و ديگران ، همان ، ص 55 ؛ عمر فرّوخ ، همان ، ص 69 ؛ گوستاو لوبون ، همان ، ص 66 . ( 3 ) - جواد على ، ج 4 ، ص 91 ؛ 92 ؛ 96 ، 107 - 104 ؛ بغدادى ، همان ، ص 140 - 138 ؛ آلوسى ، همان ، ج 1 ، ص 307 ؛ محمد بن حبيب بغدادى ، المنمّق ، به تحقيق خورشيد احمد فاروق ، ص 98 ، 99 .