پژوهشكده تحقيقات اسلامى
30
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)
نفوذ جزيرةالعرب نظير « ملوك كندة » و يا « تبايعهء يمن » مىرفتند تا از سوى آنان فردى از درباريان خود و يا از ميان عشاير متخاصم را به رياست قبيلهء مورد نظر نصب نمايند . « 1 » چنانچه رئيس قبيله تمام عمر رياست قبيله را داشت و از وجهه و پروندهء قابل قبولى برخوردار بود ، اين موضوع در تعيين جانشين براى وى تأثير زيادى داشت و در اين باره راهكارهاى ديگرى چون : وراثت طبيعى اين مقام از سوى فرزند أرشد رئيس پيشين « 2 » و نيز ولايتعهدى و تعيين فرزند اصلح و نه لزوماً أرشد ، از سوى رئيس پيشين قبيله به وفور اعمال مىشد . « 3 » به ندرت نيز اتفاق مىافتاد كه رئيس يك قبيله يك جانشين با ملاحظهء علايق سببى و نه نسبى و لحاظ برخى مصالح ديگر ، فرد شايستهاى خارج از قبيلهء خود را به عنوان رئيس شهر و قريه پس از خود معرّفى و نصب كند . « 4 » برخى پژوهشگران نقش وراثت را در تصدى رهبرى قبيله بهكلى نفى كردهاند ؛ « 5 » ليكن اين نظريه با واقعيات نظام قبيله سازگارى ندارد . البته بايد توجه داشت كه وراثت يا وصايت و ولايتعهدى تنها جاى رأى و انتخاب رؤساى عشاير و بطون را مىگرفت و نمىتوانست جاى شروط و صلاحيتهاى عمومى لازم را پر كند . طبعاً چنانچه فرزند يا فرزندان رئيس پيشين قبيله فاقد شرايط عمومى و لازم براى تصدى رياست بودند ، از سوى أشراف قبيله به رياست پذيرفته نمىشدند . « 6 » در مورد نحوهء ابراز رأى و حد نصاب لازم براى انتخاب يك فرد بهعنوان رئيس قبيله ، آنچه معلوم است اين است كه ابراز رأى به صورت « بيعت » سران عشاير با فرد مورد نظر
--> ( 1 ) - جواد على ، همان ، ج 4 ، ص 346 ، 347 ، 350 . ( 2 ) - ابن هشام ، همان ، ج 1 ، ص 123 ، 128 ؛ توفيق برّو ، همان ، ص 198 ؛ رسول جعفريان ، تاريخ تحولدولت و خلافت ، ص 23 ؛ فياض ، همان ، ص 6 . ( 3 ) - محمد بن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 83 ، 85 ، 86 ؛ جواد على ، ج 4 ، ص 350 - 348 ؛ ابن هشام ، همان ، ج 1 ، ص 136 . ( 4 ) - ابوالوليد محمد بن عبدالله الأزرقى ، اخبار مكّة و ما جاء فيها من الآثار ، به تحقيق رُشدى الصالح ماحس ، ج 1 ، ص 107 - 105 . ( 5 ) - عبدالعزيز سالم ، ص 311 ، 312 ؛ يحيى الجبّورى ، الجاهليّة ، ص 44 . ( 6 ) - جواد على ، ج 4 ، ص 350 ، 352 ؛ توفيق برّو ، ص 199 ؛ الحاج حسن ، ص 72 ، 73 .