پژوهشكده تحقيقات اسلامى
264
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)
هنگامىكه درلحظات آخر خواست آب بنوشد چون از دهانش خون جارى بود نتوانست از آب استفاده كند ، بلافاصله فرمود : « الْحَمْدُ لِلَّهِ لَوْ كانَ مِنَ الرِّزْق الْمَقْسُومِ لَشَرَبْتُهُ » « 1 » و ستايش مخصوص خداست اگر اين روزى من بود آن را نوشيده بودم . ايمان مسلم ( ع ) را بايد از سخنان وى به « عبيدالله سلمى » فهميد ، آنگاه كه بى وفايى كوفيان به اوج رسيد و مسلم اسير آن قوم شقى گرديد ؛ پسر اشعث گفت : اميدوارم از اين پس آزارى به تو نرسد . فرمود : آرى بايد به همين آرزو بود ؛ ليكن امان شما كجاست ؟ آنگاه كلمه استرجاع ( انّا لِلّهِ وَ انَّا الَيْهِ راجِعُون ) را به زبان جارى كرد و گريست . عبيدالله سلمى از روى تمسخر گفت : كسى كه درصدد به دست آوردن كارى است كه تو به طلب آن برآمدهاى ديگر گريه نمىكند . مسلم فرمود : سوگند به خدا من براى خود نمىگريم و از كشته شدن باكى ندارم . گريه من بر حسين ( ع ) و ياران اوست . « 2 » همچنين در وصيتش به « ابن سعد » عنايت او به حقوق مردم و توجّهاش به معاد و روز رستاخيز كاملًا روشن است . « 3 » لذا در زيارتنامه آن بزرگوار مىخوانيم : اشْهَدُ انَّكَ اقَمْتَ الصَّلاةَ وَ اتَيْتَ الزَّكاةَ وَامَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَجاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ وَ قُتِلْتَ عَلى مِنْهاج الُمجاهِدينَ فى سَبيلِهِ حَتَّى لَقيتَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ عَنْكَ راضٍ وَ اشْهَدُ انَّكَ وَفَيتَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ بَذَلْتَ نَفْسَكَ فى نُصْرَةِ حُجَّةِ اللَّهِ . . . « 4 » صداقت و جوانمردى مسلم ( ع ) همانند مولايش حسين ( ع ) جوانمرد بود و هرگز از خدعه و فريب استفاده نمىكرد . آنچه براى او اهميّت داشت انجام وظيفه و اطاعت از امام عصرش بود .
--> ( 1 ) - مروج الذهب ، ج 3 ، ص 71 . ( 2 ) - الارشاد ، ص 405 . ( 3 ) - همان ، ص 409 . ( 4 ) - مفاتيح الجنان ، زيارت جناب مسلم بن عقيل ( ع ) .