پژوهشكده تحقيقات اسلامى
218
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)
مصون از خطا نبودند ، خداى حكيم نمىبايست اطاعت مطلق آنان را واجب كند بلكه لازم به تقييد بود و از سوى ديگر پيروى و اطاعت كسى كه آگاهى كافى نسبت به همه امور ندارد نيز شايسته نيست به طور مطلق واجب شود . بنابراين آيه مذبور هر دو جهت را ثابت مىكند . آگاهى به علوم عقلى يكى از ادلّه آگاهى اولياء خدا به مباحث عقلى ، برهانها و استدلالهايى است كه در برابر منكرين مبدأ و معاد و يا مخالفين ، براى اقناع يا اسكات آنان بهكار بردهاند . و يا در وصف قادر مطلق و واجب الوجود اظهار فرمودهاند . از امام حسين ( ع ) مطالب فراوانى در اين زمينه نقل شده است كه دو نمونه از آنها را متذكّر مىشويم : 1 - پاسخ به نافع بن ازرق « ابن عساكر » چنين نقل مىكند : نافع بن ازرق ، رهبر فرقه ازارقهء خوارج ، به حسين ( ع ) عرض كرد : خدايى را كه مىپرستى براى من توصيف كن ! حسين ( ع ) فرمود : اى نافع ! هر كس دين خود را بر قياس بنا كند همواره در اشتباه است و به اعوجاج و كژى كوچ كند و گمراه گردد و سخنان زشت گويد . اى پسر ازرق ! من خدايم را وصف مىكنم به آنچه او خود را وصف فرموده است . او به حواس ادراك نشود و به مردم قياس نگردد . نزديك است ولى به چيزى چسبيده نيست ، دور است امّا دورى نجسته « 1 » او يگانه است و تبعيض و تجزيه و تركيب در او راه ندارند ، و به نشانها شناخته شده و به علامات وصف شده است . غير از خداوند بزرگ و بلند مرتبه ، خدايى نيست .
--> ( 1 ) - مراد حضرت ( ع ) اين است كه نزديكى او به ملامسه و مكان ، و مانند قرب ممكنات به يكديگر نيست ودورى او دورى به مكان ، و مثل دورى كسى كه دورى جسته باشد نيست بلكه مقصود از قرب و نزديكى او احاطهء علم و دانايى او به همه است ، و مقصود از دورى او از اشيا ، تنزّه او بالذّات از صفات ممكنات است ، اين بُعد بالذات حاصل ، و باستقصاء نيست ، پس در عين آنكه به اشياء نزديك است قرب زمانى و مكانى با آنها بالذات ندارد ؛ زيرا منزه از مكان و زمان است . ( به نقل از كتاب پرتوى از عظمت حسين ( ع ) ، آيةالله صافى ، ص 115 . )