پژوهشكده تحقيقات اسلامى

120

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)

مشروط به بيعت آن حضرت كرد تا با اين وسيله حسين بن على ( ع ) از سوى بنى هاشم تحت فشار قرار گرفته و راضى به بيعت گردد . « 1 » امّا او با اين شيوه نتوانست از امام حسين ( ع ) بيعت بگيرد و با درخواست و تهديد عبدالله بن عباس مجبور به پرداخت سهميهء بنى هاشم گرديد ؛ با اين حال ، امام حسين ( ع ) از دريافت آن خوددارى كرد . « 2 » 2 - 2 . نامه افشاگرانه و سخنرانى روشنگر امام حسين ( ع ) در پاسخ به معاويه كه طى نامه‌اى به امام ( ع ) از او خواسته بود از منازعه در امر خلافت دست بردارد نوشت : من قصد جنگ و اختلاف ندارم ؛ امّا از جنگ نكردن ، با تو و حزب تو كه از « قاسطين » هستند به خدا پناه مىبرم . افراد ستمكارى كه اطراف تو را گرفته‌اند داخل در حزب ستمگران و ياران شيطان هستند . آيا تو قاتل « حُجر » و ياران او كه اهل زهد و عبادت بودند و براى از ميان بردن بدعت و انجام امر به معروف و نهى از منكر قيام كردند ، نيستى ؟ ! تو از روى ظلم و تجاوزگرى پس از آنكه با آنان پيمان‌هاى محكم و ميثاق‌هاى مؤكّد بستى ، پيمانت را شكستى و آنان را كشتى ، و با اين كار ، بر خدا گستاخى نموده ، پيمان او را سبك شمردى ! آيا تو كشنده « عمرو بن حَمِق » كه از بسيارى عبادت ، چهره و بدنش لاغز و فرسوده شده بود نيستى كه پس از دادن امان و بستن پيمان ( پيمانى كه اگر به آهوان بيابان مىدادى ، از قلّه‌هاى كوه‌ها پايين مىآمدند ) او را كشتى ؟ ! آيا تو ادّعا نكردى كه « زياد » فرزند ابو سفيان است ؟ ! در حالى كه پيامبر ( ص ) فرموده است : « فرزند به شوهر ملحق مىگردد و زناكار بايد سنگسار گردد . » « 3 » سپس او را بر مردم مسلّط كردى و او بر مسلمانان سخت گرفت دست و پاى مسلمانان را قطع كرده ، و بر شاخه‌هاى نخل به دار آويخت ! اى معاويه ! گويى از اين امّت نيستى و آنها هم از تو نيستند . . . و گفتى كه من مردم را در فتنه نيندازم .

--> ( 1 ) - عيون الاخبار ، دينورى ، ص 201 . ( 2 ) - الفتوح ، ابن اعثم كوفى ، تحقيق على شيرى ، ج 4 ، ص 341 . ( 3 ) - الولد للفراش و للعاهر الحجر .