پژوهشكده تحقيقات اسلامى

72

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)

« فَامَّا حَقُّكُمْ عَلَىَّ فَالنَّصيحَةُ لَكُم . . . وَ امّا حَقّى عَلَيْكُمْ فَالْوَفاءُ بِالبَيْعَةِ وَالنَّصيحَةُ فِى الْمَشْهَدِ والمَغيبِ » « 1 » امّا حق شما بر من ( رهبر ) خيرخواهى درباره شماست . . . اما حق من بر شما اين است كه در بيعت خويش با من وفادار باشيد و در آشكار و نهان خيرخواهى كنيد . اين خيرخواهى يك مفهوم اخلاقى محض نيست بلكه با توجّه به اهداف حكومت و سياست در اسلام كه عبارت است از اداره جامعه براساس قوانين و مقرّرات دينى و خدمتگزارى براى مردم ، ضرورتى است كه بدون آن ، مفهومى براى حاكم و سياستمدار اسلامى ، وجود ندارد . خيرخواهى زمامدار موقعى تحقق پيدا مىكند كه مردم جامعه مانند اجزاء و عناصر شخصيّت او تلقّى شوند ، در نتيجه زمامدار بايد خوشىها و ناخوشىهاى مردم را در درون خود احساس نمايد . چنان كه اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : « آيا قناعت كنم به اينكه به من امير مؤمنان گفته شود و در ناگوارىهاى روزگار با آنان شريك نباشم . » « 2 » حكومت بر قلمرو فكرى حكومت ملوك الطوايفى عصر جاهلى به حكومت جهانى دينى مبدّل گشت . در حكومت پيغمبر صلى الله عليه و آله عناصر ملّيت ، نژاد ، زبان و خاك سهمى نداشتند ، بلكه سازنده آن اشتراك انسان‌ها در عقايد و افكار و خصلت‌هاى انسانى بود . پيروان او نيز از گروه و نژاد خاصّى نبودند ، همه طبقات اجتماعى و همهء نژادها و ملّيت‌ها زير پرچم او جمع شده بودند . سلمان فارسى ، بلال حبشى ، عمّار ياسر و ابوذر غفارى از نظر ملّيت و نژاد مختلف بودند امّا نقطهء اشتراك آنها ايمان به خدا و رسالت حضرت رسول صلى الله عليه و آله بود . خدمت ، نه تجارت حكّام خودسر و خوشگذران دوره جاهلى رياست را وسيله عيّاشى خود مىدانستند

--> ( 1 ) - نهج‌البلاغه ، خطبهء 34 . ( 2 ) - همان ، نامهء 45 .