پژوهشكده تحقيقات اسلامى

60

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)

« وَ ما ارْسلنا فى قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ الَّا قالَ مُتْرَفُوها . . . انّا بِما ارْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ » « 1 » در هيچ شهر و ديارى پيش از تو پيامبر انذار كننده‌اى نفرستاديم مگر اينكه ثروتمندان مغرور آن گفتند : . . . ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‌ايد كافريم . طايفهء توانگر و حاكم از آنجا كه موقعيت سياسى و اجتماعى خويش را از دست مىدهد ، مخالف هر جنبش اجتماعى و اصلاحى است . اين افراد گاهى پس از قبول اسلام نيز آن روحيه اشرافى را فراموش نكرده بودند . روزى يكى از مسلمانان كه لباس كهنه به تن داشت وارد مجلس پيامبر صلى الله عليه و آله شد و كنار شخصى كه به اصطلاح از اشراف بود نشست . او روى عادت جاهلى ، خودش را جمع كرد و كنار كشيد . رسول اكرم صلى الله عليه و آله متوجّه شد . به او فرمود : « چرا چنين كارى كردى ، ترسيدى چيزى از ثروت تو به او بچسبد و يا ترسيدى چيزى از فقر او به تو بچسبد ؟ ! عرض كرد : نه يا رسول‌اللَّه . فرمود : « پس چرا چنين كردى ؟ ! » عرض كرد : اشتباه كردم و براى جبران اين اشتباه حاضرم در مجلس شما ، نيمى از دارايى خودم را به او ببخشم . افراد حاضر در جلسه به شخص فقير گفتند : بپذير . گفت : قبول نمىكنم ، براى اينكه مىترسم بگيرم و همانند او متكبّر شوم . « 2 » خداوندمتعال در آيات 24 زخرف ، 23 و 24 مؤمن و 27 هود درباره مخالفت‌هاى اين گروه « مُتْرِف » مطالبى بيان فرموده‌است كه به جهت ضيق مجال از نقل آنها صرف نظر مىكنيم . و در پايان اين نكته را يادآورى مىكنيم كه ابوسفيان و بيشتر اموىها از تاجر پيشگان بودند و از طبقه « مترفان » توانگران خوشگذران محسوب مىشدند .

--> ( 1 ) - زخرف ( 43 ) ، آيات 23 - 24 . ( 2 ) - بحارالانوار ، ج 72 ، ص 13 .