پژوهشكده تحقيقات اسلامى
39
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)
و قبيله ديگر را هجو مىنمود ، حتى در جريان ذى قار « 1 » و پيروزى آنها در فارس به پيروزى عرب افتخار نمىكردند بلكه افتخار را از آنِ قبايل خود مىدانستند . » « 2 » فخر فروشى ، كبر و نخوت ، غرور و هجو نسبت به قبايل نيز از اين روحيه نشأت مىيافت و باعث درگيرى قبايل با يكديگر مىشد . لذا حضرت على عليه السلام مسلمانان را اكيداً از آن منع مىكند ، و مىفرمايد : « شما را به خدا سوگند از كبر و نخوت تعصّبآميز و تفاخر جاهلى ، برحذر باشيد ! كه آن مركز پرورش كينه و بغض و جايگاه وسوسههاى شيطان است و ملّتهاى پيشين و امّتهاى قرون گذشته را فريفته است . تا آنجا كه آنها در تاريكىهاى جهالت فرو رفتند و در گودالهاى هلاكت سقوط كردند . « 3 » » تعصّب و قبيلهگرايى عرب در عصر جاهلى و بيگانهستيزى آنها مصاديق زيادى داشت كه از جمله آنها عصبيّت نسبت به زبان عربى و نسب قبيلهاى بود كه اجمالًا مطرح مىكنيم . تعصّب نسبت به زبان عربى عرب عصر جاهلى نسبت به زبان عربى تعصّب داشت . اين روحيه به حدّى بود كه حتّى اگر مطلب حقّى از مليّت ديگر مىشنيد نمىپذيرفت ! خداوند متعال مىفرمايد : « وَ لَو جَعَلْناه قُرءاناً اعْجَمِيّاً لَقالُوا لَولا فُصِّلَتْ اياتُهُ ءَاعْجَمِىٌ وَ عَرَبىٌ قُلْ هُوَ لِلَّذينَ امَنُوا هُدًى وَ شِفاءٌ . . . » « 4 »
--> ( 1 ) - ذى قار محلّى نزديك بصره است كه محلّ برخورد نيروهاى مسلمان با ايرانيان بوده است . ( الروض المعطار فىخبر الاقطار ، محمّد بن عبدالمنعم الحميرى ، تحقيق احسان عباس ، ص 260 . ( 2 ) - ضحى الاسلام ، احمد امين ، ص 17 از طبرى ، ج 4 ، ص 61 . ( 3 ) - نهجالبلاغه ، خطبه 192 . ( 4 ) - فصّلت ( 41 ) ، آيهء 44 .