السيد محمد محسن الطهراني

49

مهر فروزان (نمائى اجمالى از شخصيت علمى و اخلاقى حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى ) (فارسى)

وجود اطبّاء حاذق و مسلمان و نماز خوان ، از مملكت اسلام بيرون آمده و خود را در اختيار يك مشت پزشك شراب‌خوار همه كارهء از خدا بىخبر در مملكت كفر قرار داده است ؟ ! اين ننگ اسلام است ، ننگ تشيّع است . اسلام عزيز است ، منيع است ؛ و اين كارها مخالف با عزّت اسلام است . من اگر چه از دنيا بروم تن به اين ذلّت و نكبت نخواهم داد ! » هنگام كسالت ، با وجود اصرار شديد اطبّاء بر آمدن به منزل ، خود به مطبّ آنان مراجعه مىنمودند . حال ببينيد اين عمل و كردار چه تأثيرى در آن طيف از اطبّاء بوجود مىآورد و چگونه آنانرا منقلب مىنمايد ، و آنها را با چه پديده‌اى روبرو مىسازد ! پديده‌اى كه شايد كمتر با آن برخورد داشته‌اند . آيا اين عمل ، ارشاد به حقّ و حقيقت و اسلام و روح دين و سنّت پيامبر و سيره ائمّه هدى عليهم السّلام و توجّه به عوالم بالا و انسانيّت و شرف و عزّت نيست ؟ نكته بسيار قابل توجّه و فوق‌العاده مهمّ در اينجا اينست كه : تمام اين مسائل و تمكين در برابر تقدير الهى و سپردن امور به دست اطبّاء و مَهَرِه فنّ در حالى است كه ايشان بعنوان يك سالك و اصل و عارف كامل ، مظهر جميع اسماء و صفات الهيّه بوده ، و اهل فنّ مطّلعند : كسى كه به اين مرحله برسد ديگر مسأله‌اى براى او مجهول و كارى براى او غير مقدور نخواهد بود . و در بيان بزرگترين اعجاز از براى ايشان همين بس كه برخورد ايشان با اين امور به نحوى بود كه گويا بهيچوجه از كمّ و كيف مطلب ، و از ضرر و صلاح كار اطّلاعى ندارند و چنان تسليم در برابر مشيّت حضرت حقّ بودند كه گويا راهى جز اين و طريقى سواى اين مسير ، معيّن و مشخّص نگرديده است . روزى يكى از اطبّاء معروف و متخصّص در جرّاحى مغز و اعصاب در مشهد ، بنام آقاى دكتر حاج عليرضا بيرجندى - سلّمه الله تعالى - كه از دوستان و رفقاى