السيد محمد محسن الطهراني

45

مهر فروزان (نمائى اجمالى از شخصيت علمى و اخلاقى حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى ) (فارسى)

ايشان معتقد بودند كه از اقدام سياسى بدون تحوّل فرهنگى در اذهان خمود و بىخبر امّت اسلامى طرفى بسته نخواهد شد . و از طرفى هيچ محدوديّتى را در ظروف مختلفه و تقيّدى را در اين تحوّل عظيم پذيرا نبودند . مكتب اسلام ، مكتبى منطبق بر فطرت و مربّى و شكوفا كننده استعدادها و ذخائر فطرى است ، و موصل به اهداف و غايات كمالى آلى است ، و هر كس در هر شرايطى از اين نعمت عظماى الهى برخوردار است و اين نعمت اختصاص به گروهى دون ديگرى ندارد . لذا بر خلاف اعتقاد عدّه‌اى ، دامنهء تبليغ و دعوت به حكومت حقّهء الهى را منحصر در قشرى خاصّ و شرائطى استثنائى نمىديدند . ايشان معتقد بودند لوادار و پرچمدار مكتب اسلام ، صاحب مقام ولايت عظماى الهيّه حضرت بقيّة الله حجّة بن الحسن العسكرى ارواحنا فداه مىباشد و باقى افراد اعمّ از جاهل و عالم ، زن و مرد ، ملتزم و غير ملتزم ، سياسى و غيره تمامى در تحت رعايت و عنايت آن بزرگوار و بر يك نسق و استواء واحد قرار دارند ، و كسى را ياراى ادّعاى زعامت و كدخدامنشى و انحصار ولايت در وجود خود نيست . همهء افراد عيال صاحب ولايت كلّيّه و او پدر و صاحب اختيار همه و از خود انسان به انسان نزديكتر است و بس ! و لهذا با اين نگرش باب مذاكره و تبيين مواضع حقّهء اسلامى و انسانى را براى جميع افراد ملّت ايران اعمّ از شاه و دولت ، صالح و طالح ، عالم و غيره ، محجّبه و مكشّفه حتّى افراد معلوم‌الحال باز مىدانستند و دعوت به توحيد و تحقيق حكومت حقّه را حقّ طبيعى و اوّلى جميع افراد جامعه مىديدند ؛ حتّى براى غير ملتزمين به اسلام و سردمداران دول خارجه حقّ حيات و زندگى سرمدى و سعادت ابدى قائل بودند ، و مىفرمودند : مگر آنها بشر نيستند و از مواهب فطرى و استعدادهاى بالقوّه كه در وجود ما هست بىنصيبند ؟ و مگر پيامبر براى همين مشركين مبعوث نگشته است ؟ ! چرا ما بايد با وجهه و نمادى غير اسلامى و غير