السيد محمد محسن الطهراني
43
مهر فروزان (نمائى اجمالى از شخصيت علمى و اخلاقى حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى ) (فارسى)
روزى از علّامهء طهرانى سؤال شد : آيا عزيمت به ايران به جهت دستگيرى و ارشاد سالكين راه خدا و تربيت نفوس مستعدّه بوده است ؟ و آيا اين سفر هيچ ثمره و ذُخرى براى خود شما نداشته است ؟ ايشان فرمودند : « دستورات اولياء الهى در مرحلهء اوّل در راستاى مصلحت خود انسان است ، گرچه نفع و خيرى هم به ديگران برسد و آنها هم متمتّع و بهرهمند گردند . » پس از چند سال مرحوم انصارى به رحمت خدا مىرود ، و علّامهء طهرانى بالكلّيّه در تحت اوامر و دستورات سلوكى اجتماعى اخلاقى مرحوم حدّاد قرار مىگيرند . ايشان در اجراى منويّات حضرت استاد عهدهدار تمشيت امور مسجد قائم مىشوند ؛ و از همان ابتدا با مشكلات عديده و كارشكنىهاى مخرّب متصدّيان مسجد مواجه مىشوند . و لهذا پيوسته با متصدّيان امور در كشمكش و مرافعه بسر مىبرد . در بيان احكام شرع و تبيين مُرّ حقّ هيچ ملاحظهاى در ضمير او نمىگنجيد و مصداق تامّ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ بود . گوئى وجود متنزّل مولى الموالى اميرالمؤمنين عليه السّلام است كه اينك در برابر ، به اجراى احكام الهى قيام نموده است . بارها از طرف ديگران و ساير متصدّيان مورد طعن و قدح واقع گرديده كه فلانى با مريدان همراهى و مساعدت نمىنمايد ؛ چنانچه در وقت اقامت در نجف اشرف نيز بر همين طريق و منهاج اكيداً ابرام مىورزيدند و با بسيارى از جريانات كه معتقد بودند در بسيارى از موارد انسان بايد مصلحت وقت را بر رضاى الهى ترجيح دهد به ستيز بر مىخاستند . و چون سير و سلوكى مستقيم و خلاف منهج كلّى ، و طرز فكرى همراه و همگام با مَشى تكاملى خود داشتند ، دائماً از اين موضوع در رنج و تعب بوده ، و جامهاى مسموم و جرعههاى زهرآگين اين تصادم و تعارض را يكى پس از ديگرى سركشيده و مىنوشيدند . بارها مىشد كه از استاد خويش اجازه رها نمودن مسجد و عدم تصدّى اين امور را مىنمودند ، و هر بار با پاسخ منفى ايشان روبرو مىشدند . جدّيّت و اهتمام به تربيت جوانان مستعدّ و مردان راه خدا به اندازهاى در ايشان