السيد محمد محسن الطهراني

39

مهر فروزان (نمائى اجمالى از شخصيت علمى و اخلاقى حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى ) (فارسى)

فاتح قُلل عماء و تجريد : حضرت آية الحقّ و العرفان حاج سيّد هاشم موسوى حدّاد - رضوان الله عليه - را به ايشان عنايت فرمود . موقعيّت و منزلت مرحوم حدّاد را با وجود ادراك اعاظم از اولياء و فحول از اكابر عرفاء مىتوان از عبارت مرحوم علّامهء طهرانى در كتاب نفيس « روح مجرّد » استنباط نمود . ايشان در صفحهء 29 از طبع جديد از ملاقات و شرف حضور خود با مرحوم حدّاد چنين ياد مىنمايند : « چقدر مناسب حال من سرگشتهء خستهء رنج ديده بود در ساليان متمادى با وصول به اين كانون حيات و مركز عشق حضرت سرمدى اين غزل خواجه حافظ رضوان الله عليه : هر چند پير و خسته دل و ناتوان شدم * هر گه كه ياد روى تو كردم جوان شدم » اين مرد ديگر با سائر از اولياء و مقرّبين تفاوت داشت . او دُرّ يگانه‌اى بود در كنج عزلت و انزواء ، گوهر تابناكى در بوته نسيان و اجمال ، اكسيرى كه مس وجود را مبدّل به زر سرخ نمود ، و ذرّه بىمقدار را به چشمه خورشيد جهانتاب مىرسانيد . او چيز ديگرى بود . قويترين تلميذ سلوكى و عرفانى نادرهء دهر : مرحوم سيّد على قاضى ؛ و سالك و اصل عارف ، فانى فى الله و باقى بأمر الله ، جهانى در مثال يك قالب و دنيائى در كالبد يك تعيّن ، حائز جميع مراتب ملك و ملكوت ، جامع كلّيّهء عوالم ناسوت و جبروت و لاهوت . از اينجا ديگر سيّد محمّد حسين آن شخص سابق نيست . او به جهانى ديگر راه يافته و چشمانش به افق ديگرى باز شده است . بينش علّامه طهرانى نسبت به موقعيّت و مرتبه اساتيد خود وايجاد ارتباط سلوكى . . . اين مسأله بيانگر بينش عميق ايشان نسبت به موقعيّت و مرتبه وجودى هر كس در عين علوّ مقام و مجد و عظمت و تعالى روحى آنان است . و بر اين اساس ، كيفيّت و نحوه ارتباط سلوكى و مرتبه اطاعت از آن فرد را مترتّب مىنمودند . ايشان مرحوم آقا شيخ عبّاس قوچانى را به فردى دور از هوى و صادق توصيف مىنمودند ؛ و تعابير ايشان از مرحوم علّامهء طباطبائى و آخرين استاد سلوكى ايشان در مدّت اقامت در نجف اشرف :