السيد محمد محسن الطهراني

36

مهر فروزان (نمائى اجمالى از شخصيت علمى و اخلاقى حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى ) (فارسى)

تعلّم و تدرّس علوم الهى و حكمت متعاليه و عرفان حقّ را محكوم و مطرود و حرام و بدعت و كفر و شرك و ضلالت و غوايت مىدانند . عجبا ! مطالعه كتب ملحدين از عامّه همچون ابن تيميّه از خدا بىخبر ، جائز و خريد و فروش آن مباح ، امّا كتب حكماء عاليمقام اسلام و مفاخر تشيّع بايد مطرود و معطّل بماند . اگر طلبهء علوم دينى كه پاسدار مكتب تشيّع و زعيم دفاع از حريم ولايت و امامت و توحيد است را از تعلّم و خواندن فلسفه متعاليه اسلامى مانع شويد ، چه كسى جواب شُبَهات ملحدين و منحرفين در كمين نشسته و كاركشتهء غرب و شرق را خواهد داد ؟ آيا با روايات فقهى طهارت و صلوة مىتوان به اين مسائل پرداخت ؟ و يا با تعبّد به ظواهر آيات و روايات مىتوان از عهدهء چنين مهمّى برآمد ؟ ! مىگويند : فلان عالم تعلّم حكمت را حرام كرده ! شما حتّى در فروع حقّ تقليد از او را نداريد ، چطور در اصول اعتقادى از او متابعت مىنمائيد ؟ ! و مگر با حرف اين و آن انسان مىتواند از مكتب حقّ و مرام خود دست بردارد و صرفاً به جهت موقعيّت يك فرد - گرچه كاذب و غير واقعى - بدون تفحّص و تأمّل تامّ به طرفى متمايل گردد ؟ مگر وجهه ظاهر و تشأن به بعضى از شؤونات - هر چه مىخواهد باشد - حجّيّت اتّباع در مقابل حقّ را تمام مىنمايد ، و انسان را در برابر سؤال و جواب در پيشگاه عدل الهى معذور مىدارد ؟ ! در آيه شريفه گرچه اطاعت از والدين در مرتبهء أعلاى از اهمّيّت و التزام مطرح شده ، ولى متابعت آنها را در قبال حقّ صريحاً مطرود و محكوم نموده است : ( وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بى ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما ) [ 1 ] تا چه رسد به

--> [ 1 ] - سوره العنكبوت ( 29 ) قسمتى از آيهء 8 .